جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲۱ نتیجه برای «رفت» با فیلتر خاقانی، قصیده · صفحهٔ ۱ از ۱۱
- شمارهٔ ۲۱۴ - مطلع چهارم خاقانی شروانیموکب شاه اختران، رفت به کاخ مشتریشش مهه داده ده نهش، قصر دوازده دری
- شمارهٔ ۳۶ - قصیده خاقانی شروانیدفتر آز از بر من برگرفتمصحف عزلت عوض آن نهاد
- شمارهٔ ۴۰ - قصیده خاقانی شروانیآن مهره دیدهای تو که در ششدر اوفتادهرگه که خواست رفت حریفش رها نکرد
- شمارهٔ ۵۹ - در رثاء خانوادهٔ خود خاقانی شروانیعمرم بشد به پای شب و روز و غم گذاشتموکب دو اسبه رفت و همه راهگرد ماند
- شمارهٔ ۸۶ - در رثاء امام شهاب الدین خاقانی شروانیای دریغ ای دریغ چندان رفتکآسمان پر خروش میبشود
- شمارهٔ ۸۷ - در رثاء امام شهاب الدین ابوالفضائل شروانی خاقانی شروانیای دریغ ای دریغ چندان رفتکآسمان پرخروش می بشود
- شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراق خاقانی شروانیخسرو چین از افق آینهٔ چین نمودزآینهٔ چرخ رفت زنگ شه زنگ بار
- شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح پدر خویش علی نجار خاقانی شروانیعمر من اندر غمش رفت چو ناخن بسرماندم ناخن کبود از تب هجران او
- شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندان خاقانی شروانیپنج و یک برگرفت باز فلککه دوشش را دو یک شمار کند
- شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود خاقانی شروانیشورش دریای اشک من به زمین رفتبر تن ماهی شکنج مار برافکند
- شمارهٔ ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعد خاقانی شروانیاز سر دین کلاه عزت رفتسر دریغا کلاه میگوید
- شمارهٔ ۲۵ - در حسب حال و شکایت از استرداد ملکی که بوی داده بودند خاقانی شروانیطفل مینالید یعنی قرص رنگین کوچک استسگ دوید آن قرص از او بربود و آنک رفت راست
