جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹ نتیجه برای «دست» با فیلتر عبید زاکانی، مثنوی · صفحهٔ ۱ از ۲
- بخش ۱۷ - جواب گفتن معشوق بقاصد عبید زاکانیبه دست خود کسی چون مار گیرد ؟غریبی را کسی چون یار گیرد ؟
- بخش ۱۵ - پیغام فرستادن بمعشوق عبید زاکانیکرم کن، دست گیر، افتادهای رابه رحمت بنده کن آزادهای را
- بخش ۲۶ - در زوال وصال و شب فراق عبید زاکانیجهانی را از آن آگاه کردندز وصلش دست ما کوتاه کردند
- بخش ۱۶ - رفتن قاصد پیش معشوق عبید زاکانیجوانان را طریق عشق سازدشنیدستی که پیری عشق بازد؟
- بخش ۴ - سخن در عشق عبید زاکانیبه دست عشق دادم ملک جانراصلای عشق در دادم جهان را
- بخش ۲۲ - رسیدن قاصد و بشارت و عنایت معشوق عبید زاکانیاگر چه مدتی رنجی کشیدیبرآخر دست در گنجی کشیدی
- بخش ۲۷ - آگاه شدن عاشق از حال معشوق عبید زاکانیگهی از دست دل در خون نشینمگهی از دیده در جیحون نشینم
- بخش ۳۲ - مناجات عبید زاکانیقضا دستم ز وصلش کرد کوتاهقدر ببرید ناگاهم ز دلخواه
- بخش ۷ - واقف شدن معشوق از حال عاشق عبید زاکانیجوابش داد کین دل داده از دستبه کوی ما درآید هر شبی مست
- بخش ۲۰ - وصف بهار عبید زاکانیریاحین از شراب حسن سرمستسحاب سیمگون رشاشه در دست
- بخش ۱۸ - حدیث گفتن قاصد با معشوق عبید زاکانیبحیلت مرغ در شست آمد آخررمیده باز در دست آمد آخر
- بخش ۱ - سرآغاز عبید زاکانیز غم هردم به صد دستان برآیدز بهر خط و خالش جان برآید
