بخش
سلامان و ابسال جامی
این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۷۶ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۷۶).
- مورد منتشرشده
- ۷۶
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۴۹بخش ۴۹ - اشارت به خونریزی شیرویه خسرو را و نامبارکی آن بر ویغرقه خون چون خسرو از شیرویه خفتنکته ای خوش در حق شیرویه گفتخواندن شعر ‹
- ۵۰بخش ۵۰ - جواب گفتن سلامان پادشاه راچون سلامان آن نصیحت گوش کردبحر طبع او ز گوهر جوش کردخواندن شعر ‹
- ۵۱بخش ۵۱ - حکایت روباه و روباه بچهگفت با روباه بچه مادرشچون به باغ میوه آمد رهبرشخواندن شعر ‹
- ۵۲بخش ۵۲ - نصیحت کردن حکیم سلامان راچون شه از پند سلامان شد خموششد حکیم اندر نصیحت سخت کوشخواندن شعر ‹
- ۵۳بخش ۵۳ - حکایت خروس و مؤذنبا خروس آن تاجدار سرفرازآن مؤذن گفت در وقت نمازخواندن شعر ‹
- ۵۴بخش ۵۴ - جواب گفتن سلامان حکیم راچون سلامان از حکیم اینها شنیدبوی حکمت بر مشام او وزیدخواندن شعر ‹
- ۵۵بخش ۵۵ - حکایت پیر روستایی با پسرساده مردی شد مسافر با پسرهر دو را بر یک خرک بار سفرخواندن شعر ‹
- ۵۶بخش ۵۶ - تنگ شدن کار بر سلامان از ملالت بسیار شاه و حکیم را گذاشتن و با ابسال راه گریز برداشتنهر کجا از عشق جانی در هم استمحنت اندر محنت و غم در غم استخواندن شعر ‹
- ۵۷بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلامیوسف کنعان چو در زندان نشستبر زلیخا آمد از هجران شکستخواندن شعر ‹
- ۵۸بخش ۵۸ - در دریا نشستن سلامان و ابسال و به جزیره خرم رسیدن و در آنجا آرام گرفتن و مقیم شدنچون سلامان هفته ای محمل براندپندگویان را بر او دستی نماندخواندن شعر ‹
- ۵۹بخش ۵۹ - حکایت گفتن وامق به آن که پرسید مقصود تو از این جست و جوی چیستخورده دانی گفت با وامق به رازکای ز داغ عشق عذرا در گدازخواندن شعر ‹
- ۶۰بخش ۶۰ - آگاه شدن شاه از رفتن سلامان و خبر نایافتن از حال وی و آیینه گیتی نمای را کار فرمودن و حال وی را دانستنشه چو شد آگاه بعد از چند گاهزان فراق جانگداز عمر کاهخواندن شعر ‹
- ۶۱بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویهکوهکن کانبازی پرویز کردروی در شیرین شورانگیز کردخواندن شعر ‹
- ۶۲بخش ۶۲ - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتنشاه یونان چون سلامان را بدیدکو به ابسال و وصالش آرمیدخواندن شعر ‹
- ۶۳بخش ۶۳ - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیستاز حکیمی کرد شاگردی سؤالکای مهندس کیست فرزند حلالخواندن شعر ‹
- ۶۴بخش ۶۴ - رسیدن سلامان پیش شاه و اظهار شفقت نمودن شاه با ویچون پدر روی سلامان را بدیدوز فراق عمر کاه او رهیدخواندن شعر ‹
