بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷۷رباعی شمارهٔ ۱۷۷ای آمده بامداد شوریده و مستپیداست که باده دوش گیرا بوده استخواندن رباعی ‹
- ۱۷۸رباعی شمارهٔ ۱۷۸ای آنکه در این جهان چو تو پاکی نیستزیبا و لطیف و چست و چالاکی نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۷۹رباعی شمارهٔ ۱۷۹ای بنده بدان که خواجهٔ شرق اینستاز ابر گهربار ازل برق اینستخواندن رباعی ‹
- ۱۸۰رباعی شمارهٔ ۱۸۰ای بیخبر از مغز شده غره بپوستهشدار که در میان جان داری دوستخواندن رباعی ‹
- ۱۸۱رباعی شمارهٔ ۱۸۱ای تن تو نمیری که چنان جان با تستای کفر طربفزا، که ایمان با تستخواندن رباعی ‹
- ۱۸۲رباعی شمارهٔ ۱۸۲ای جان جهان جان و جهان باقی نیستجز عشق قدیم شاهد و ساقی نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۸۳رباعی شمارهٔ ۱۸۳ای جان خبرت هست که جانان تو کیستوی دل خبرت هست که مهمان تو کیستخواندن رباعی ‹
- ۱۸۴رباعی شمارهٔ ۱۸۴ای جان ز دل تو بر دل من راهستوز جستن آن راه دلم آگاه استخواندن رباعی ‹
- ۱۸۵رباعی شمارهٔ ۱۸۵ای حسرت خوبان جهان روی خوشتوی قبلهٔ زاهدان دو ابروی خوشتخواندن رباعی ‹
- ۱۸۶رباعی شمارهٔ ۱۸۶ای خرمنت از سنبلهٔ آب حیاتانبار جهان پر است از تخم مواتخواندن رباعی ‹
- ۱۸۷رباعی شمارهٔ ۱۸۷ای خواجه ترا غم جمال و جاهستو اندیشهٔ باغ و راغ و خرمنگاهستخواندن رباعی ‹
- ۱۸۸رباعی شمارهٔ ۱۸۸ای در دل من نشسته شد وقت نشستای توبه شکن رسید هنگام شکستخواندن رباعی ‹
- ۱۸۹رباعی شمارهٔ ۱۸۹ای دل تا ریش و خسته میدارندتدیوانه و پای بسته میدارندتخواندن رباعی ‹
- ۱۹۰رباعی شمارهٔ ۱۹۰ای دل تو و درد او که درمان اینستغم میخور و دم مزن که فرمان اینستخواندن رباعی ‹
- ۱۹۱رباعی شمارهٔ ۱۹۱ای دوست مکن که روزها را فرداستنیکی و بدی چو روز روشن پیداستخواندن رباعی ‹
- ۱۹۲رباعی شمارهٔ ۱۹۲ای ذکر تو مانع تماشای تو دوستبرق رخ تو نقاب سیمای تو دوستخواندن رباعی ‹
