بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۸۳۳رباعی شمارهٔ ۸۳۳میجوشد دل که تا به جوش تو رسدبیهوش شده است تا به هوش تو رسدخواندن رباعی ‹
- ۸۳۴رباعی شمارهٔ ۸۳۴میگوید عشق هرکه جان پیش کشدصد جان و هزار جان عوض بیش کشدخواندن رباعی ‹
- ۸۳۵رباعی شمارهٔ ۸۳۵نی آب روان ز ماهیان سیر شودنی ماهی از آن آب روان سیر شودخواندن رباعی ‹
- ۸۳۶رباعی شمارهٔ ۸۳۶گر راه روی راه برت بگشایندور نیست شوی به هستیت بگرایندخواندن رباعی ‹
- ۸۳۷رباعی شمارهٔ ۸۳۷و هو معکم از او خبر میآیددر سینه از این خبر شرر میآیدخواندن رباعی ‹
- ۸۳۸رباعی شمارهٔ ۸۳۸هان ای دل خسته وقت مرهم آمدخوش خوش نفسی بزن که آن دم آمدخواندن رباعی ‹
- ۸۳۹رباعی شمارهٔ ۸۳۹هر جا به جهان تخم وفا برکارندآن تخم ز خرمنگه ما میآ رندخواندن رباعی ‹
- ۸۴۰رباعی شمارهٔ ۸۴۰هر چند دلم رضا او میجویداو از سر شمشیر سخن میگویدخواندن رباعی ‹
- ۸۴۱رباعی شمارهٔ ۸۴۱هرچیز که بسیار شود خوار شودگر خوار شود به خانهٔ پار شودخواندن رباعی ‹
- ۸۴۲رباعی شمارهٔ ۸۴۲هر دل که بسوی دلربائی نرودوالله که به جز سوی فنائی نرودخواندن رباعی ‹
- ۸۴۳رباعی شمارهٔ ۸۴۳هر روز دلم نو شکری نوش کندکز ذوق گذشتهها فراموش کندخواندن رباعی ‹
- ۸۴۴رباعی شمارهٔ ۸۴۴هر شب که دل سپهر گلشن گرددعالم همه ساکن چو دل من گرددخواندن رباعی ‹
- ۸۴۵رباعی شمارهٔ ۸۴۵هر شب که ز سودای تو نوبت بزنندآن شب همه جان شوند هرجا که تنندخواندن رباعی ‹
- ۸۴۶رباعی شمارهٔ ۸۴۶هر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودخواندن رباعی ‹
- ۸۴۷رباعی شمارهٔ ۸۴۷هر عمر که بیدیدن اصحاب بودیا مرگ بود به طبع یا خواب بودخواندن رباعی ‹
- ۸۴۸رباعی شمارهٔ ۸۴۸هر قبض اثر علت اولی باشدصورت همه مقبول هیولی باشدخواندن رباعی ‹
