بخش

رباعیات مولانا

این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).

مورد منتشرشده
۱٬۹۹۴
صفحه
۱۲۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱٬۹۹۴ مورد · نمایش ۱۲۹ تا ۱۴۴)

  1. ۱۲۹رباعی شمارهٔ ۱۲۹آن دم که مرا بگرد تو دورانستساقی و شراب و قدح و دور، آنستخواندن رباعی ‹
  2. ۱۳۰رباعی شمارهٔ ۱۳۰آن را که بود کار نه زین یارانستکاین پیشهٔ ما پیشهٔ بیکارانستخواندن رباعی ‹
  3. ۱۳۱رباعی شمارهٔ ۱۳۱آن را که خدای چون تو یاری داده استاو را دل و جان و بیقراری داده استخواندن رباعی ‹
  4. ۱۳۲رباعی شمارهٔ ۱۳۲آن را که غمی باشد و بتواند گفتگر از دل خود بگفت بتواند رفتخواندن رباعی ‹
  5. ۱۳۳رباعی شمارهٔ ۱۳۳آن روح که بسته بود در نقش صفاتاز پرتو مصطفی درآمد بر ذاتخواندن رباعی ‹
  6. ۱۳۴رباعی شمارهٔ ۱۳۴آن روی ترش نیست چنینش فعل استمی‌گوید و می‌خورد در اینش فعل استخواندن رباعی ‹
  7. ۱۳۵رباعی شمارهٔ ۱۳۵آن سایهٔ تو جایگه و خانهٔ ما استوان زلف تو بند دل دیوانهٔ ما استخواندن رباعی ‹
  8. ۱۳۶رباعی شمارهٔ ۱۳۶آن شاه که خاک پای او تاج سر استگفتم که فراق تو ز مرگم بتر استخواندن رباعی ‹
  9. ۱۳۷رباعی شمارهٔ ۱۳۷آن شب که ترا به خواب بینم پیداستچون روز شود چو روز دل پرغوغاستخواندن رباعی ‹
  10. ۱۳۸رباعی شمارهٔ ۱۳۸آن شه که ز چاکران بدخو نگریختوز بی‌ادبی و جرم صد تو نگریختخواندن رباعی ‹
  11. ۱۳۹رباعی شمارهٔ ۱۳۹آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاختدیدش دل من ز کر و فرش بشناختخواندن رباعی ‹
  12. ۱۴۰رباعی شمارهٔ ۱۴۰آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیستمیلش بسوی اطلس مقراضی نیستخواندن رباعی ‹
  13. ۱۴۱رباعی شمارهٔ ۱۴۱آنکس که امید یاری غم داده استهان تا نخوری که او ترا دم داده استخواندن رباعی ‹
  14. ۱۴۲رباعی شمارهٔ ۱۴۲آنکس که بروی خواب او رشک پریستآمد سحری و بر دل من نگریستخواندن رباعی ‹
  15. ۱۴۳رباعی شمارهٔ ۱۴۳آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده استبر سبلت و ریش خویشتن خندیده استخواندن رباعی ‹
  16. ۱۴۴رباعی شمارهٔ ۱۴۴آنکس که درون سینه را دل پنداشتگامی دو سه رفت و جمله حاصل پنداشتخواندن رباعی ‹