بخش

رباعیات مولانا

این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).

مورد منتشرشده
۱٬۹۹۴
صفحه
۱۲۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱٬۹۹۴ مورد · نمایش ۱۱۳ تا ۱۲۸)

  1. ۱۱۳رباعی شمارهٔ ۱۱۳آب حیوان در آب و گل پیدا نیستدر مهر دلت مهر گسل پیدا نیستخواندن رباعی ‹
  2. ۱۱۴رباعی شمارهٔ ۱۱۴آری صنما بهانه خود کم بودتتا خواب بیامد و ز ما بر بودتخواندن رباعی ‹
  3. ۱۱۵رباعی شمارهٔ ۱۱۵آسوده کسی که در کم و بیشی نیستدر بند توانگری و درویشی نیستخواندن رباعی ‹
  4. ۱۱۶رباعی شمارهٔ ۱۱۶آمد بر من چو در کفم زر پنداشتچون دید که زر نیست وفا را بگذاشتخواندن رباعی ‹
  5. ۱۱۷رباعی شمارهٔ ۱۱۷آن آتش ساده که ترا خورد و بکاستآن ساده به از دو صد نگار زیبا استخواندن رباعی ‹
  6. ۱۱۸رباعی شمارهٔ ۱۱۸آن بت که جمال و زینت مجلس ماستدر مجلس ما نیست ندانیم کجاستخواندن رباعی ‹
  7. ۱۱۹رباعی شمارهٔ ۱۱۹آن پیش روی که جان او پیش صف استداند که تو بحری و جهان همچو کفستخواندن رباعی ‹
  8. ۱۲۰رباعی شمارهٔ ۱۲۰آن تلخ سخنها که چنان دل شکن استانصاف بده چه لایق آن دهن استخواندن رباعی ‹
  9. ۱۲۱رباعی شمارهٔ ۱۲۱آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاستچون غرقهٔ ما شدی همه لطف و وفاستخواندن رباعی ‹
  10. ۱۲۲رباعی شمارهٔ ۱۲۲آن جان که از او دلبر ما شادانستپیوسته سرش سبز و لبش خندان استخواندن رباعی ‹
  11. ۱۲۳رباعی شمارهٔ ۱۲۳آن جاه و جمالی که جهان‌افروز استوان صورت پنهان که طرب را روز استخواندن رباعی ‹
  12. ۱۲۴رباعی شمارهٔ ۱۲۴آن چشم فراز از پی تاب شده استتا ظن نبری که فتنه در خواب شده استخواندن رباعی ‹
  13. ۱۲۵رباعی شمارهٔ ۱۲۵آن چشم که خون گشت غم او را جفت استزو خواب طمع مدار کو کی خفته استخواندن رباعی ‹
  14. ۱۲۶رباعی شمارهٔ ۱۲۶آن چیست کز او سماعها را شرف استوان چیست که چون رود محل تلف استخواندن رباعی ‹
  15. ۱۲۷رباعی شمارهٔ ۱۲۷آن چیست که لذتست از او در صورتوان چیست که بی‌او است مکدر صورتخواندن رباعی ‹
  16. ۱۲۸رباعی شمارهٔ ۱۲۸آن خواجه که بار او همه قند تر استاز مستی خود ز قند خود بیخبر استخواندن رباعی ‹