بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱٬۹۲۱رباعی شمارهٔ ۱۹۲۱گر عاشق روی قیصر روم شویامید بود که حی قیوم شویخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۲رباعی شمارهٔ ۱۹۲۲گر عاشق زار روی تو نیستمیچندان به در سرای تو نه ایستمیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۳رباعی شمارهٔ ۱۹۲۳گر عقل به کوی دوست رهبر نبدیروی عاشق چنین مزعفر نبدیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۴رباعی شمارهٔ ۱۹۲۴گر قدر کمال خویش بشناختمیدامان خود از خاک بپرداختمیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۵رباعی شمارهٔ ۱۹۲۵گر گفتن اسرار تو امکان بودیپست و بالا همه گلستان بودیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۶رباعی شمارهٔ ۱۹۲۶گر مجلس انس را به کار آمدمیهردم بدر تو بنده وار آمدمیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۷رباعی شمارهٔ ۱۹۲۷گر من مستم ز روی بدکرداریای خواجه برو تو عاقل و هشیاریخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۸رباعی شمارهٔ ۱۹۲۸گر نقل و کباب و بادهٔ ناب خوریمیدان که به خواب در، همی آب خوریخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۲۹رباعی شمارهٔ ۱۹۲۹گرنه حذر از غیرت مردان کنمیآن کار که دوش گفتهام آن کنمیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۰رباعی شمارهٔ ۱۹۳۰گرنه کشش یار مرا یار بدیبا شاه و گدا مرا کجا کاربدیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۱رباعی شمارهٔ ۱۹۳۱گر هیچ نشانه نیست اندر وادیبسیار امیدهاست در نومیدیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۲رباعی شمارهٔ ۱۹۳۲گر یک نفسی واقف اسرار شویجانبازی را به جان خریدار شویخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۳رباعی شمارهٔ ۱۹۳۳گر یک ورق از کتاب ما برخوانیحیران ابد شوی زهی حیرانیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۴رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴گفتم به طبیب دارویی فرمایینبضم بگرفت از سر داناییخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۵رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵گفتم صنما مگر که جانان منیاکنون که همی نظر کنم جان منیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۶رباعی شمارهٔ ۱۹۳۶گفتم صنمی شدی که جان را وطنیگفتا که حدیث جان مکن گر ز منیخواندن رباعی ‹
