بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۸۴۹رباعی شمارهٔ ۸۴۹هرگز حق صحبت قدیمت نبودواندیشهٔ این سیه گلیمت نبودخواندن رباعی ‹
- ۸۵۰رباعی شمارهٔ ۸۵۰هر کو بگشاده گرهی میبنددبر حال خود و حال جهان میخنددخواندن رباعی ‹
- ۸۵۱رباعی شمارهٔ ۸۵۱هر لحظه همی خوانمش از راه بعیدکو سورهٔ یوسف است و قرآن مجیدخواندن رباعی ‹
- ۸۵۲رباعی شمارهٔ ۸۵۲هر لقمهٔ خوش که بر دهان میگرددمیجوشد و صافش همه جان میگرددخواندن رباعی ‹
- ۸۵۳رباعی شمارهٔ ۸۵۳هر موی زلف او یکی جان داردما را چو سر زلف پریشان داردخواندن رباعی ‹
- ۸۵۴رباعی شمارهٔ ۸۵۴هستی اثری ز نرگس مست تو بودآب رخ نیستی هم از هست تو بودخواندن رباعی ‹
- ۸۵۵رباعی شمارهٔ ۸۵۵هشدار که فضل حق بناگاه آیدناگاه آید بر دل آگاه آیدخواندن رباعی ‹
- ۸۵۶رباعی شمارهٔ ۸۵۶هل تا برود سرش به دیوار آیدسر بشکند و جامه به خون آلایدخواندن رباعی ‹
- ۸۵۷رباعی شمارهٔ ۸۵۷هم کفرم و هم دینم و هم صافم و دردهم پیرم و هم جوان و هم کودک خردخواندن رباعی ‹
- ۸۵۸رباعی شمارهٔ ۸۵۸همواره خوشی و دلکشی نامیزدهشدار مکن کژ که قدح میریزدخواندن رباعی ‹
- ۸۵۹رباعی شمارهٔ ۸۵۹یاد تو کنم دلم تپیدن گیردخونابه ز دیدهام چکیدن گیردخواندن رباعی ‹
- ۸۶۰رباعی شمارهٔ ۸۶۰یاران یاران ز هم جدائی مکنیددر سر هوس گریز پائی نکنیدخواندن رباعی ‹
- ۸۶۱رباعی شمارهٔ ۸۶۱یاری خواهم که فتنهانگیز بودآتشدل و خونخواره و خونریز بودخواندن رباعی ‹
- ۸۶۲رباعی شمارهٔ ۸۶۲یاریکه مرا در غم خود میبنددغمگینم از آنکه خوشدلم نپسنددخواندن رباعی ‹
- ۸۶۳رباعی شمارهٔ ۸۶۳یک سو مشکوة امر پیغام نهادیک سوی دگر هزار گون دام نهادخواندن رباعی ‹
- ۸۶۴رباعی شمارهٔ ۸۶۴یک لحظه اگر نفس تو محکوم شودعلم همه انبیات معلوم شودخواندن رباعی ‹
