بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۶۲۵رباعی شمارهٔ ۶۲۵جانم ز هواهای تو یادی داردبیرون ز مرادها مرادی داردخواندن رباعی ‹
- ۶۲۶رباعی شمارهٔ ۶۲۶جانیکه در او از تو خیالی باشدکی آن جان را نقل و زوالی باشدخواندن رباعی ‹
- ۶۲۷رباعی شمارهٔ ۶۲۷جائیکه در او چون تو نگاری باشدکفر است که آنجای قراری باشدخواندن رباعی ‹
- ۶۲۸رباعی شمارهٔ ۶۲۸جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماندجان را ز حلاوت ازل هوش نماندخواندن رباعی ‹
- ۶۲۹رباعی شمارهٔ ۶۲۹جز صحبت عاشقان و مستان مپسنددل در هوس قوم فرومایه مبندخواندن رباعی ‹
- ۶۳۰رباعی شمارهٔ ۶۳۰چشمت صنما هزار دلدار کشدآن غمزهی زیر او همه زار کشدخواندن رباعی ‹
- ۶۳۱رباعی شمارهٔ ۶۳۱چشم تو هزار سحر مطلق داردهر گوشه هزار جان معلق داردخواندن رباعی ‹
- ۶۳۲رباعی شمارهٔ ۶۳۲چشمی که نظر بدان گل و لاله کنداین گنبد چرخ را پر از ناله کندخواندن رباعی ‹
- ۶۳۳رباعی شمارهٔ ۶۳۳جودت همه آن کند که دریا نکنداین دم کرمت وعده به فردا نکندخواندن رباعی ‹
- ۶۳۴رباعی شمارهٔ ۶۳۴جوزی که درونش مغز شیرین باشددرجی که در او در خوش آیین باشدخواندن رباعی ‹
- ۶۳۵رباعی شمارهٔ ۶۳۵چون بدنامی بروزگاری افتدمرد آن نبود که نامداری افتدخواندن رباعی ‹
- ۶۳۶رباعی شمارهٔ ۶۳۶چون خمر تو در ساغر ما در ریزندپنهان شدگان این جهان برخیزندخواندن رباعی ‹
- ۶۳۷رباعی شمارهٔ ۶۳۷چون دیده بر آن عارض چون سیم افتادجان در لب تو چو دیدهٔ میم افتادخواندن رباعی ‹
- ۶۳۸رباعی شمارهٔ ۶۳۸چون دیده برفت توتیای تو چه سودچون دل همه گشت خون وفای تو چه سودخواندن رباعی ‹
- ۶۳۹رباعی شمارهٔ ۶۳۹چون روز وصال یار ما نیست پدیداندک اندک ز عشق باید ببریدخواندن رباعی ‹
- ۶۴۰رباعی شمارهٔ ۶۴۰چون زیر افکند در عراق آمیزددل عقل کند رها ز تن بگریزدخواندن رباعی ‹
