بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۲۰۹رباعی شمارهٔ ۲۰۹این عشق شهست و رایتش پیدا نیستقرآن حقست و آیتش پیدا نیستخواندن رباعی ‹
- ۲۱۰رباعی شمارهٔ ۲۱۰این غمزه که میزنی ز نوری دگر استو اندیشه که میکنی عبوری دگر استخواندن رباعی ‹
- ۲۱۱رباعی شمارهٔ ۲۱۱این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیستوین عشق که قد از او چو چنگست ز چیستخواندن رباعی ‹
- ۲۱۲رباعی شمارهٔ ۲۱۲این فصل بهار نیست فصلی دگر استمخموری هر چشم ز وصلی دگر استخواندن رباعی ‹
- ۲۱۳رباعی شمارهٔ ۲۱۳این گرمابه که خانهٔ دیوانستخلوتگه و آرامگه شیطانستخواندن رباعی ‹
- ۲۱۴رباعی شمارهٔ ۲۱۴این مستی من ز بادهٔ حمرا نیستوین باده به جز در قدح سودا نیستخواندن رباعی ‹
- ۲۱۵رباعی شمارهٔ ۲۱۵این من نه منم آنکه منم گوئی کیستگویا نه منم در دهنم گوئی کیستخواندن رباعی ‹
- ۲۱۶رباعی شمارهٔ ۲۱۶این نعره عاشقان ، ز شمع طرب استشمع آمد و پروانه خموش ، این عجب استخواندن رباعی ‹
- ۲۱۷رباعی شمارهٔ ۲۱۷این همدم اندرون که دم میدهدتامید رسیدن به حرم میدهدتخواندن رباعی ‹
- ۲۱۸رباعی شمارهٔ ۲۱۸ای هر بیدار با خبرهای تو خفتای هرکه بخفت در بر لطف تو خفتخواندن رباعی ‹
- ۲۱۹رباعی شمارهٔ ۲۱۹ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبتوی هرچه گهر فتاده در پای لبتخواندن رباعی ‹
- ۲۲۰رباعی شمارهٔ ۲۲۰ای همچو خر و گاو که و جو طلبتتا چند کند سایس گردون ادبتخواندن رباعی ‹
- ۲۲۱رباعی شمارهٔ ۲۲۱با تو سخنان بیزبان خواهم گفتاز جملهٔ گوشها نهان خواهم گفتخواندن رباعی ‹
- ۲۲۲رباعی شمارهٔ ۲۲۲با جان دو روزه تو چنان گشتی جفتبا تو سخن مرگ نمیشاید گفتخواندن رباعی ‹
- ۲۲۳رباعی شمارهٔ ۲۲۳باد آمد و گل بر سر میخواران ریختیار آمد و می در قدح یاران ریختخواندن رباعی ‹
- ۲۲۴رباعی شمارهٔ ۲۲۴با دشمن تو چو یار بسیار نشستبا یار نشایدت دگربار نشستخواندن رباعی ‹
