بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱٬۹۳۷رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷گفتم چونی مها خوشی محزونیگفتا مه را کسی نپرسد چونیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۸رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸گفتم که دلا تو در بلا افتادیگفتا که خوشم تو به کجا افتادیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۳۹رباعی شمارهٔ ۱۹۳۹گفتم که کدامست طریق هستیدل گفت طریق هستی اندر پستیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۰رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰گفتند که هست یار را شور وشریگفتم که دوم بار بگو خوش خبریخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۱رباعی شمارهٔ ۱۹۴۱گفتی که تو دیوانه و مجنون خوییدیوانه توی که عقل از من جوییخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۲رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲گوهر چه بود به بحر او جز سنگیگردون چه بود بر در او سرهنگیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۳رباعی شمارهٔ ۱۹۴۳گوئی که مگر به باغ رز رشتهامییا بر رخ خویش زعفران کشتهامیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۴رباعی شمارهٔ ۱۹۴۴کی پست شود آنکه بلندش تو کنیشادان بود آنجا که نژندش تو کنیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۵رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵کیوان گردی چو گرد مردان گردیمردی گردی چو گرد مردان گردیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۶رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶لب بر لب هر بوسه ربائی بنهینوبت چو به ما رسد بهائی بنهیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۷رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷مادام که در راه هوا و هوسیاز کعبهٔ وصل هردمی باز پسیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۸رباعی شمارهٔ ۱۹۴۸ما را ز هوای خویش دف زن کردیصد دریا را ز خویش کف زن کردیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۴۹رباعی شمارهٔ ۱۹۴۹مانندهٔ گل ز اصل خندان زادیوز طالع و بخت خویش شادی شادیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۵۰رباعی شمارهٔ ۱۹۵۰ماه آمد پیش او که تو جان منیگفتش که تو کمترین غلامان منیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۵۱رباعی شمارهٔ ۱۹۵۱مائیم در این زمان زمین پیمائیبگذاشته هر شهر به شهر آرائیخواندن رباعی ‹
- ۱٬۹۵۲رباعی شمارهٔ ۱۹۵۲مائیم و هوای روی شاهنشاهیدر آب حیات عشق او چون ماهیخواندن رباعی ‹
