بخش
رباعیات مولانا
این بخش از «دیوان شمس» مولانا است و ۱٬۹۹۴ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱٬۹۹۴).
- مورد منتشرشده
- ۱٬۹۹۴
- صفحه
- ۱۲۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱٬۲۸۱رباعی شمارهٔ ۱۲۸۱گر دل دهم و از سر جان برخیزمجان بازم و از هر دو جهان برخیزمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۲رباعی شمارهٔ ۱۲۸۲گر دل طلبم در خم مویت بینمور جان طلبم بر سر کویت بینمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۳رباعی شمارهٔ ۱۲۸۳کردیم قبول و من ز رد میترسمدر خدمت تو ز چشم بد میترسمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۴رباعی شمارهٔ ۱۲۸۴گر رنج دهد بجای بختش گیرمور بند نهد به جای تختش گیرمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۵رباعی شمارهٔ ۱۲۸۵گر شاد ببینمت بر این دیده نهمور دیده بر این رخ پسندیده نهمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۶رباعی شمارهٔ ۱۲۸۶گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریمور خواب روی خواب ز چشمت ببریمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۷رباعی شمارهٔ ۱۲۸۷گر کبر بخوردهام که سرمست تواممشتاب بکشتنم که در دست توامخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۸رباعی شمارهٔ ۱۲۸۸گر ماه شوی بر آسمان کم نگرمور بخت شوی رخت بسویت نبرمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۸۹رباعی شمارهٔ ۱۲۸۹گر من به در سرای تو کم گذرماز بیم غیوران تو باشد حذرمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۹۰رباعی شمارهٔ ۱۲۹۰گر یار کنی خصم تواش گردانیمهر لحظه به نوعی دگرت رنجانیمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۹۱رباعی شمارهٔ ۱۲۹۱گفتم به فراق مدتی بگزارمباشد که پشیمان شود آن دلدارمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۹۲رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲گویی تو که من ز هر هنر باخبرماین بیخبری بس که ز خود بیخبرمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۹۳رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳گفتم دل و دین بر سر کارت کردمهر چیز که داشتم نثارت کردمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۹۴رباعی شمارهٔ ۱۲۹۴گفتم سگ نفس را مگر پیر کنمدر گردن او ز توبه زنجیر کنمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۹۵رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵گفتم که دل از تو برکنم نتوانمیا بیغم تو دمی زنم نتوانمخواندن رباعی ‹
- ۱٬۲۹۶رباعی شمارهٔ ۱۲۹۶گفتم که ز چشم خلق با دردسریمتا زحمت خود ز چشم خلقان ببریمخواندن رباعی ‹
