بخش
بخش پایانی عطار
این بخش از «الهی نامه» عطار است و ۱۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۵).
- مورد منتشرشده
- ۱۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱خاتمۀ کتابسخن گر برتر از عرش مجیدستفروتر پایهٔ شعر فریدستخواندن شعر ‹
- ۲(۱) حکایت آن مرد که بر مکتب گذر کردبزرگی بر یکی مکتب گذر کردمگر ناگه بدو کودک نظر کردخواندن شعر ‹
- ۳(۲) گفتار مرد خدای پرستچنین گفتهست روزی حق پرستیکه او را بود در اسرار دستیخواندن شعر ‹
- ۴(۳) حکایت آن مرد که از اویس سؤال کردبپرسید از اویس آن پاک جانیکه میگویند سی سال آن فلانیخواندن شعر ‹
- ۵(۴) حکایت وفات اسکندر رومیچو اسکندر ز دنیا رفت بیرونحکیمی گفت ای شاه همایونخواندن شعر ‹
- ۶(۵) حکایت مرد خاک بیزچنین گفت آن یکی با خاک بیزیکه میآید شگفتم ازتو چیزیخواندن شعر ‹
- ۷(۶) حکایت ایّوب پیغامبربزرگی گفت ایّوب پیمبرکه چندین سال گشت از کِرم مضطرخواندن شعر ‹
- ۸(۷) حکایت اعرابی در حضرت نبوّتیکی اعرابی آمد پیشِ مهترکنار خویش محکم کرده در برخواندن شعر ‹
- ۹(۸) حکایت آن زن در حضرت رسالتپیمبر گفت بس مفسد زنی بودکه در دین همچو گِل تر دامنی بودخواندن شعر ‹
- ۱۰(۹) حکایت شبلی با ابلیس در عرفاتمگر شبلی امام عالمافروزگذر میکرد در عرفات یک روزخواندن شعر ‹
- ۱۱(۱۰) حکایت بایزید و زنّار بستن اوچو در نزع اوفتاد آن پیر بسطامبیاران گفت کای قوم نکوکامخواندن شعر ‹
- ۱۲(۱۱) مناجات ابراهیم ادهمبه پیش کعبه ابراهیم ادهمبحق میگفت کای دارای عالمخواندن شعر ‹
- ۱۳(۱۲) حکایت رندی که از دکانی چیزی میخواستیکی رندی میان داغ و دردیستاده بود بر دکان مردیخواندن شعر ‹
- ۱۴(۱۳) حکایت عبدالله بن مسعود با کنیزککنیزی داشت عبدالله مسعودکه صد گونه هنر بودیش موجودخواندن شعر ‹
- ۱۵(۱۴) حکایت بشر حافی که نام حق تعالی بمشک بیالوددر اوّل روز میشد بشرِ حافیز دُردی مست امّا جانش صافیخواندن شعر ‹
