بخش

غزلیات جامی

این بخش از «خاتمة الحیات» جامی است و ۲۹۶ مورد منتشرشده دارد (غزل ۲۹۶).

مورد منتشرشده
۲۹۶
صفحه
۱۹

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۳ وزن)

اشعار (۲۹۶ مورد · نمایش ۲۷۳ تا ۲۸۸)

  1. ۲۷۳شمارهٔ ۲۷۳حلقه زلف را گشاد مدهعمر سوداییان به باد مدهخواندن غزل ‹
  2. ۲۷۴شمارهٔ ۲۷۴تو پریرویی و عالم ز تو پر دیوانهنیست خالی ز تمنای تو یک فرزانهخواندن غزل ‹
  3. ۲۷۵شمارهٔ ۲۷۵ای ز چشمم اشک خونین ریختهخون مردم را به خاک آمیختهخواندن غزل ‹
  4. ۲۷۶شمارهٔ ۲۷۶یار زلف دوتا به هم بستهصد کمند بلا به هم بستهخواندن غزل ‹
  5. ۲۷۷شمارهٔ ۲۷۷گر هر حرام بودی چون باده مست کارههمواره مست بودی شیخ حرامخوارهخواندن غزل ‹
  6. ۲۷۸شمارهٔ ۲۷۸دلا بین ز توبه به کارم گرهقل استغفرالله مما کرهخواندن غزل ‹
  7. ۲۷۹شمارهٔ ۲۷۹ای سر کوی تو اقلیم بلادل در او جان کرده تسلیم بلاخواندن غزل ‹
  8. ۲۸۰شمارهٔ ۲۸۰از صومعه آن به که به میخانه بری پیجاوید نهی پشت فراغت به خم میخواندن غزل ‹
  9. ۲۸۱شمارهٔ ۲۸۱ای آن که گرد مه ز خط مشکین هلالی بسته‌ایبهر جنون ما ز نو نیکو خیالی بسته‌ایخواندن غزل ‹
  10. ۲۸۲شمارهٔ ۲۸۲گل زد به باغ صبحدم اورنگ خسرویبرداشت بلبل از چمن آهنگ پهلویخواندن غزل ‹
  11. ۲۸۳شمارهٔ ۲۸۳چه عجب بود ز تو ای پسر که به حال ما نظری کنیز سر صفا قدمی نهی به ره وفا گذری کنیخواندن غزل ‹
  12. ۲۸۴شمارهٔ ۲۸۴با این همه کین با من بیدل که تو دارینشکیبم ازین شکل و شمایل که تو داریخواندن غزل ‹
  13. ۲۸۵شمارهٔ ۲۸۵یار شد شهرگرد و هر جاییجاکن ای دل به کنج تنهاییخواندن غزل ‹
  14. ۲۸۶شمارهٔ ۲۸۶به شب فروخته رو خانهٔ که می‌پرسیبه شمع ره سوی کاشانهٔ که می‌پرسیخواندن غزل ‹
  15. ۲۸۷شمارهٔ ۲۸۷ای که افسانه این دیدهٔ تر می‌پرسیحال این غرقه به خوناب جگر می‌پرسیخواندن غزل ‹
  16. ۲۸۸شمارهٔ ۲۸۸به سوی خویش مرا رخصت گذر ندهیوگر به خود گذرم فرصت نظر ندهیخواندن غزل ‹