بخش
غزلیات جامی
این بخش از «خاتمة الحیات» جامی است و ۲۹۶ مورد منتشرشده دارد (غزل ۲۹۶).
- مورد منتشرشده
- ۲۹۶
- صفحه
- ۱۹
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۲۹شمارهٔ ۱۲۹چو خندان جام می کام از لب لعل تو برداردصراحی گریه خونین ز رشکش در گلو آردخواندن غزل ‹
- ۱۳۰شمارهٔ ۱۳۰گر روی بی تو مرا داغ جگر تازه شودچون بیایی به توام مهر دگر تازه شودخواندن غزل ‹
- ۱۳۱شمارهٔ ۱۳۱چون رسوم شاهی از دور فلک بنیاد شداز دو سلطان احمد این ویرانه کاخ آباد شدخواندن غزل ‹
- ۱۳۲شمارهٔ ۱۳۲دي چو به بوستان تو را جا به کنار آب شدآب ز عکس روی تو چشمه آفتاب شدخواندن غزل ‹
- ۱۳۳شمارهٔ ۱۳۳بر سر از چتر مرصع سایه ات می گستردندیا تماشا را ملایک بافته پر در پرندخواندن غزل ‹
- ۱۳۴شمارهٔ ۱۳۴ز آب حیات مشک خطا را سرشتهاندگرد لب تو آیت رحمت نوشتهاندخواندن غزل ‹
- ۱۳۵شمارهٔ ۱۳۵اشکم به گلو گر ره فریاد نبنددناله گرهم در دل ناشاد نبنددخواندن غزل ‹
- ۱۳۶شمارهٔ ۱۳۶بر لبم تا نفسی می رود و می آیدهمدم یاد کسی می رود و می آیدخواندن غزل ‹
- ۱۳۷شمارهٔ ۱۳۷چو یار زلف معنبر نبندد و نگشایدنقاب شب ز مه و خور نبندد و نگشایدخواندن غزل ‹
- ۱۳۸شمارهٔ ۱۳۸حیفم آید ز خدنگ تو که بر خاک افتدچشم دارد که بر این سینه صد چاک افتدخواندن غزل ‹
- ۱۳۹شمارهٔ ۱۳۹دل خون و جگر پرخون بار دگرم شب شدخونخواری امشب را اسباب مرتب شدخواندن غزل ‹
- ۱۴۰شمارهٔ ۱۴۰عاشقان از خطت چو یاد کننداز سویدای دل مداد کنندخواندن غزل ‹
- ۱۴۱شمارهٔ ۱۴۱از سرو قدت کج نظران را چه گشایدوز خاک درت بصران را چه گشایدخواندن غزل ‹
- ۱۴۲شمارهٔ ۱۴۲هر شبم بی تو به صد غم بگذردشب چنین بر عاشقان کم بگذردخواندن غزل ‹
- ۱۴۳شمارهٔ ۱۴۳کی بود کی که شب محنت من روز شودصبح اقبال من آن روی دل افروز شودخواندن غزل ‹
- ۱۴۴شمارهٔ ۱۴۴از تنت گر قبا گشاده شودگره از کار ما گشاده شودخواندن غزل ‹
