بخش
غزلیات جامی
این بخش از «خاتمة الحیات» جامی است و ۲۹۶ مورد منتشرشده دارد (غزل ۲۹۶).
- مورد منتشرشده
- ۲۹۶
- صفحه
- ۱۹
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۲۵شمارهٔ ۲۲۵ما به راه طلب وصل تو نعل افکندیموز لب لعل تو دندان طمع برکندیمخواندن غزل ‹
- ۲۲۶شمارهٔ ۲۲۶رخصتم ده که سر زلف سیاهت گیرمدیده را روشنی از روی چو ماهت گیرمخواندن غزل ‹
- ۲۲۷شمارهٔ ۲۲۷سحر به گوشه محراب زاریی کردمبه یاد ابروی تو اشکباریی کردمخواندن غزل ‹
- ۲۲۸شمارهٔ ۲۲۸من آن نیم که ز تو دست دارم و برومتو را به دست رقیبان گذارم و برومخواندن غزل ‹
- ۲۲۹شمارهٔ ۲۲۹دیده پر نم ز غم زمزم و بطحا دارمدیدن کعبه بدین دیده تمنا دارمخواندن غزل ‹
- ۲۳۰شمارهٔ ۲۳۰چون من بی صبر و دل خواهم که آن رو بنگرماول از بیم رقیب این سو و آن سو بنگرمخواندن غزل ‹
- ۲۳۱شمارهٔ ۲۳۱زان نرنجم که ز خود کرده گرانت بینمزان برنجم که میان دگرانت بینمخواندن غزل ‹
- ۲۳۲شمارهٔ ۲۳۲ای پیک دوست پیش آ کت دست و پا ببوسمدستت جدا بگیرم پایت جدا ببوسمخواندن غزل ‹
- ۲۳۳شمارهٔ ۲۳۳ندیدم از دو چشمت شوختر چشمبرند از مردمان دل چشم در چشمخواندن غزل ‹
- ۲۳۴شمارهٔ ۲۳۴به ترک عاشقی ای پندگو مده پندمدلی که بگسلم از عشق با چه پیوندمخواندن غزل ‹
- ۲۳۵شمارهٔ ۲۳۵یاد آن روزی که با خوبان سری میداشتمجان به جانانی و دل با دلبری میداشتمخواندن غزل ‹
- ۲۳۶شمارهٔ ۲۳۶طره از روی چو مه بگشا که بگشاید دلمیکدم از تنگی و تاریکی بر آساید دلمخواندن غزل ‹
- ۲۳۷شمارهٔ ۲۳۷ای زده نوبت غمت ناله صبحگاهیمسنگ جفای تو به سر گوهر تاج شاهیمخواندن غزل ‹
- ۲۳۸شمارهٔ ۲۳۸شب از گریه چندان گهر سفته امکه تا روز غرق گهر خفته امخواندن غزل ‹
- ۲۳۹شمارهٔ ۲۳۹به روز وصل پیاپی نمای دیدارمکه تا ذخیره ایام هجر بردارمخواندن غزل ‹
- ۲۴۰شمارهٔ ۲۴۰کیم من که وصلت تمنا کنمبدین دیده رویت تماشا کنمخواندن غزل ‹
