بخش
غزلیات جامی
این بخش از «خاتمة الحیات» جامی است و ۲۹۶ مورد منتشرشده دارد (غزل ۲۹۶).
- مورد منتشرشده
- ۲۹۶
- صفحه
- ۱۹
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۶۱شمارهٔ ۱۶۱دل باز سراسیمه سیمین ذقنی شدمفتون شکرریزی شیرین سخنی شدخواندن غزل ‹
- ۱۶۲شمارهٔ ۱۶۲مرا بر نوک مژگان بس که خون دل جگر بنددبه رویت مردم چشم مرا راه نظر بنددخواندن غزل ‹
- ۱۶۳شمارهٔ ۱۶۳سرت ز عارضه دهر دردمند مبادزمانه بر دل شاد تو غم پسند مبادخواندن غزل ‹
- ۱۶۴شمارهٔ ۱۶۴بیا که قاصد فرخنده پی ز راه رسیدرساند مژده که شاه جهان پناه رسیدخواندن غزل ‹
- ۱۶۵شمارهٔ ۱۶۵گریه تلخ من از خنده آن لب نگریدتشنه لب مردن من زان چه غبغب نگریدخواندن غزل ‹
- ۱۶۶شمارهٔ ۱۶۶خشتی که روز مرگ مرا زیر سر نهنددارم همین مراد کزان خاک در نهندخواندن غزل ‹
- ۱۶۷شمارهٔ ۱۶۷رقم می زد قلم وصف لب لعل تو بر کاغذقلم شد نیشکر وز نیشکر غرق شکر کاغذخواندن غزل ‹
- ۱۶۸شمارهٔ ۱۶۸قدت سرویست جانا سایه پروربه صد دل در هوای او صنوبرخواندن غزل ‹
- ۱۶۹شمارهٔ ۱۶۹عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یاریار ما ناداده بوسه می کند از ما کنارخواندن غزل ‹
- ۱۷۰شمارهٔ ۱۷۰ای به نظاره کرده رو موکب ماه من نگرخیل بتان سپاه او حشمت شاه من نگرخواندن غزل ‹
- ۱۷۱شمارهٔ ۱۷۱گر کنی سایه ام ای سرو خرامان بر سرسر به پایت نهم و دیده گریان بر سرخواندن غزل ‹
- ۱۷۲شمارهٔ ۱۷۲به رخسار و جبین و روی و عارض بردی ای دلبرفروغ از صبح و نور از روز و عکس از ماه و تاب از خورخواندن غزل ‹
- ۱۷۳شمارهٔ ۱۷۳فصل دی کوته بود ساقی برای عیش روزرشته گیر از شمع و از شب وصله ای بر روز دوزخواندن غزل ‹
- ۱۷۴شمارهٔ ۱۷۴ندارم دریغ از غمت هیچ چیزکه مهمان ناخوانده باشد عزیزخواندن غزل ‹
- ۱۷۵شمارهٔ ۱۷۵من به خون غرق و لب لعل تو در خنده هنوززخم کاری و من از تیغ تو شرمنده هنوزخواندن غزل ‹
- ۱۷۶شمارهٔ ۱۷۶آید به برم چون تو نگاری نه و هرگزتازد به سرم چون تو سواری نه و هرگزخواندن غزل ‹
