بخش
غزلیات جامی
این بخش از «خاتمة الحیات» جامی است و ۲۹۶ مورد منتشرشده دارد (غزل ۲۹۶).
- مورد منتشرشده
- ۲۹۶
- صفحه
- ۱۹
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۹۳شمارهٔ ۱۹۳دم زد دل از سر غمت از سرزنش خون کردمشگرم از میان مردمان چون اشک بیرون کردمشخواندن غزل ‹
- ۱۹۴شمارهٔ ۱۹۴ای چو گلبرگ طری عارض زیبای تو خوشگرد آن حلقه زده زلف سمن سای تو خوشخواندن غزل ‹
- ۱۹۵شمارهٔ ۱۹۵ای به سرم دمبدم تیغ جفای تو خوشدل به نسیم تو شاد جان به هوای تو خوشخواندن غزل ‹
- ۱۹۶شمارهٔ ۱۹۶نازنینا یک شبی با عاشقان دمساز باشتاج رعنایی به سر سلطان تخت ناز باشخواندن غزل ‹
- ۱۹۷شمارهٔ ۱۹۷چمن کامسال بینی ناامید از فیض بارانشندارد تازه جز باران اشک دل فگارانشخواندن غزل ‹
- ۱۹۸شمارهٔ ۱۹۸نه به لطف از ستم دوست توان یافت خلاصنه به صبر از الم دوست توان یافت خلاصخواندن غزل ‹
- ۱۹۹شمارهٔ ۱۹۹چو خوش دمیده تو را خط به گرد آن عارضبنفشه زار بود خط و گلستان عارضخواندن غزل ‹
- ۲۰۰شمارهٔ ۲۰۰چون نسخه جمال تو خالیست از غلطدر وی چرا کشند لب و عارض تو خطخواندن غزل ‹
- ۲۰۱شمارهٔ ۲۰۱دلم که بی تو ز هیچ آرزو ندارد حظز باغ و راغ بجز رنگ و بو ندارد حظخواندن غزل ‹
- ۲۰۲شمارهٔ ۲۰۲زآتش عشقت علم زد رشته جانم چو شمعاشک شد یکسر تنم وز دیده می رانم چو شمعخواندن غزل ‹
- ۲۰۳شمارهٔ ۲۰۳عمرها آن که به سویم گذری داشت دریغتند بگذشت و ز حالم نظری داشت دریغخواندن غزل ‹
- ۲۰۴شمارهٔ ۲۰۴کجا شد آنکه ز بغداد مستقر سلفبه حله روی نهادم ز حله رو به نجفخواندن غزل ‹
- ۲۰۵شمارهٔ ۲۰۵صوفی شهر آن به انواع فضایل متصفباده خورد و شد به فضل باده خواران معترفخواندن غزل ‹
- ۲۰۶شمارهٔ ۲۰۶حشمت میفروش بین بر در او ز هر طرفگرد مواید کرم اهل صفا کشیده صفخواندن غزل ‹
- ۲۰۷شمارهٔ ۲۰۷شب نهان آن مستم از بالای سر بگذشت حیفبعد عمری کامد از من بی خبر بگذشت حیفخواندن غزل ‹
- ۲۰۸شمارهٔ ۲۰۸دنت منازل من کنت منه بالاشواقگذشت مدت هجران و روزگار فراقخواندن غزل ‹
