بخش
قصاید خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۲۲۴ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۲۳، غزل ۱).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۴
- صفحه
- ۱۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۹۳شمارهٔ ۱۹۳ - در مدح ابو المظفر شروان شاه اخستان بن منوچهرصبح خیزان بین قیامت در جهان انگیختهنعرههاشان نفخ صور از هر دهان انگیختهخواندن شعر ‹
- ۱۹۴شمارهٔ ۱۹۴ - مطلع دومماه نو دیدی حمایل ز آسمان انگیختهاختران تعویذ سیمین بیکران انگیختهخواندن شعر ‹
- ۱۹۵شمارهٔ ۱۹۵ - مطلع سوماین تویی کز غمزه غوغا در جهان انگیختهنیزه بالا خون بدان مشکین سنان انگیختهخواندن شعر ‹
- ۱۹۶شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح خاقان اکبر منوچهر شروان شاهدور فلک ده جام را از نور عذرا داشتهچون عده داران چار مه در طارمی واداشتهخواندن شعر ‹
- ۱۹۷شمارهٔ ۱۹۷ - مطلع دومای در دل سودائیان، از غمزه غوغا داشتهمن کشتهٔ غوغائیان، دل مست سودا داشتهخواندن شعر ‹
- ۱۹۸شمارهٔ ۱۹۸ - مطلع سوماین آتشین کاسه نگر، دولاب مینا داشتهاز آب کوثر کاسهتر و آهنگ دریا داشتهخواندن شعر ‹
- ۱۹۹شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح صفوة الدین بانو و بیان توفیق ادای حج اوای در عجم سلالهٔ اصل کیان شدهوی در عرب زبیدهٔ اهل زمان شدهخواندن شعر ‹
- ۲۰۰شمارهٔ ۲۰۰ - در تهنیت عید و مدح جلال الدین شروان شاه اخستانبن منوچهرعید است و پیش از صبحدم مژده به خمار آمدهبر چرخ دوش از جام جم یک نیمه دیدار آمدهخواندن شعر ‹
- ۲۰۱شمارهٔ ۲۰۱ - مطلع دومای با دل سودائیان عشق تو در کار آمدهترکان غمزت را به جان دلها خریدار آمدهخواندن شعر ‹
- ۲۰۲شمارهٔ ۲۰۲ - مطلع سوممهر است یا زرین صدف خرچنگ را یار آمدهخرچنگ ناپروا ز تف، پروانهٔ نار آمدهخواندن شعر ‹
- ۲۰۳شمارهٔ ۲۰۳ - این قصیدهٔ را تحفة الحرمین و تفاحة الثقلین خوانند در کعبهٔ معظمه انشاد کرده و پیش حظیرهٔ مقدس پیغمبر اکرم به عرض و اتمام آورده استصبح خیزان بین به صدر کعبه مهمان آمدهجان عالم دیده و در عالم جان آمدهخواندن شعر ‹
- ۲۰۴شمارهٔ ۲۰۴ - مطلع دوم در وداع کعبهالوداع ای کعبه کاینک وقت هجران آمدهدل تنوری گشته و زو دیده طوفان آمدهخواندن شعر ‹
- ۲۰۵شمارهٔ ۲۰۵ - در حال بیماری به اشتیاق خراسانبه خراسان شوم انشاء اللهآن ره آسان شوم انشاء اللهخواندن شعر ‹
- ۲۰۶شمارهٔ ۲۰۶ - این مرثیه را از زبان قرة العین امیر رشید فرزند خود گویددلنواز من بیمار شمائید همهبهر بیمار نوازی به من آئید همهخواندن شعر ‹
- ۲۰۷شمارهٔ ۲۰۷ - مطلع دومسر تابوت مرا باز گشائید همهخود ببینید و به دشمن بنمائید همهخواندن شعر ‹
- ۲۰۸شمارهٔ ۲۰۸ - در مدح غیاث الدین محمد مسعود ملکشاهما فتنه بر توایم و تو فتنه بر آینهما رانگاه در تو، تو را اندر آینهخواندن شعر ‹
