بخش

قصاید خاقانی

این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۲۲۴ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۲۳، غزل ۱).

مورد منتشرشده
۲۲۴
صفحه
۱۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۲ وزن)

اشعار (۲۲۴ مورد · نمایش ۱۶۱ تا ۱۷۶)

  1. ۱۶۱شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سومتا نفخات ربیع صور دمید از دهانکالبد خاک را نزل رسید از روانخواندن شعر ‹
  2. ۱۶۲شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح قاضی القضاة احمشادتا رقم حسن تو زد آسماننامزد عشق تو آمد جهانخواندن شعر ‹
  3. ۱۶۳شمارهٔ ۱۶۳ - مطلع دوماز همه عالم شده‌ام بر کرانبسته به سودای تو جان بر میانخواندن شعر ‹
  4. ۱۶۴شمارهٔ ۱۶۴ - مطلع سومشاعر ساحر منم اندر جهاندر سخن از معجزه صاحب قرانخواندن شعر ‹
  5. ۱۶۵شمارهٔ ۱۶۵ - در ستایش موفق الدین عبد الغفارای نایب عیسی از دو مرجانوی کرده ز آتش آب حیوانخواندن شعر ‹
  6. ۱۶۶شمارهٔ ۱۶۶ - مطلع دوماکنون که گشاد گل گریباندست من و دامن گلستانخواندن شعر ‹
  7. ۱۶۷شمارهٔ ۱۶۷ - مطلع سومیعقوب دلم، ندیم احزانیوسف صفتم، مقیم زندانخواندن شعر ‹
  8. ۱۶۸شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسریهان! ای دلِ عبرت‌بین! از دیده عِبَر کن! هان!ایوانِ مدائن را آیینهٔ عبرت دان!خواندن شعر ‹
  9. ۱۶۹شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح ملک الوزراء زین‌الدین دستور عراقدوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنانگشت ز سیر شهاب روی هوا پر سنانخواندن شعر ‹
  10. ۱۷۰شمارهٔ ۱۷۰ - در مذمت مغرضان و حسودانکژ خاطران که عین خطا شد صوابشانمخراق اهل مخرقه مالک رقابشانخواندن شعر ‹
  11. ۱۷۱شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بی‌طمعیزین بیش آبروی نریزم برای نانآتش دهم به روح طبیعی به جای نانخواندن شعر ‹
  12. ۱۷۲شمارهٔ ۱۷۲ - درستایش اصفهاننکهت حور است یا هوای صفاهانجبهت جوز است یا لقای صفاهانخواندن شعر ‹
  13. ۱۷۳شمارهٔ ۱۷۳ - در موعظه و تجرید و تخلص به مرگ عموی خودسنت عشاق چیست؟ برگ عدم ساختنگوهر دل را ز تف مجمر غم ساختنخواندن شعر ‹
  14. ۱۷۴شمارهٔ ۱۷۴ - در تجرید و عزلت و قناعت و بی‌طمعی و شکایت از روزگارناگذران دل است نوبت غم داشتنجبهت آمال را داغ عدم داشتنخواندن شعر ‹
  15. ۱۷۵شمارهٔ ۱۷۵ - در مرثیهٔ قدوة الحکماء کافی‌الدین عم خویشخرمی در جوهر عالم نخواهی یافتنمردمی در گوهر آدم نخواهی یافتنخواندن شعر ‹
  16. ۱۷۶شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرمصبح‌دم چون کله بندد آه دود آسای منچون شفق در خون نشیند چشم شب پیمای منخواندن شعر ‹