بخش
قصاید خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۲۲۴ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۲۳، غزل ۱).
- مورد منتشرشده
- ۲۲۴
- صفحه
- ۱۴
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۷شمارهٔ ۱۷ - این قصیدهٔ را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوارزد نفس سر به مهر صبح ملمع نقابخیمهٔ روحانیان کرد معنبر طنابخواندن شعر ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸ - مطلع دوم (منطق الطیر)رخش به هرا بتاخت بر سر صبح آفتابرفت به چرب آخوری گنج روان در رکابخواندن شعر ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹ - در مدح خاقان اکبر شروان شاه منوچهربن فریدون و بستن سد باقلانی و التزام صبح در هر بیتجبههٔ زرین نمود طرهٔ صبح از نقابخندهٔ شب گشت صبح خندهٔ صبح آفتابخواندن شعر ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰ - مطلع دومشاهد سرمست من صبح درآمد ز خوابکرد صراحی طلب، دید صبوحی صوابخواندن شعر ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱ - مطلع سومصبح دمان دوش خضر بر درم آمد به تابکرد به آواز نرم صبحک الله خطابخواندن شعر ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲ - مطلع چهارمدوش برون شد ز دلو یوسف زرین نقابکرد بر آهنگ صبح جای به جای انقلابخواندن شعر ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳ - سوگند نامه و مدح رضی الدین ابونصر نظام الملک وزیر شروان شاهمرا ز هاتف همت رسد به گوش خطابکزین رواق طنینی که میرود دریابخواندن شعر ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴ - در تحسر و تالم از مرگ کافی الدین عمربن عثمان عموی خود گویدراه نفسم بسته شد از آه جگر تابکو هم نفسی تا نفسی رانم ازین بابخواندن شعر ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵ - در حسب حال و شکایت از استرداد ملکی که بوی داده بودندشاه را تاج ثنا دادم نخواهم بازخواستشه مرا نانی که داد ار باز میخواهد رواستخواندن شعر ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶ - در شکایت از زندانراحت از راه دل چنان برخاستکه دل اکنون ز بند جان برخاستخواندن شعر ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷ - در فقر و گوشه نشینی و گله از سفرقلم بخت من شکسته سر استموی در سر ز طالع هنر استخواندن شعر ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸ - در مدح عموی خود کافی الدین شروانیطبع کافی که عسکر هنر استچون نی عسکری همه شکر استخواندن شعر ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹ - در مدح دستور اعظم مختار الدیندل صید زلف اوست به خون در نکوتر استوان صید کان اوست نگونسر نکوتر استخواندن شعر ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰ - وله ایضارستم و بهرام را بهم چه مصاف استاین دو خلف را بهم چه خشم و خلاف استخواندن شعر ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱ - در مدح خواجه همام الدین حاجب و یاد کردن از مرگ منوچهرشهری به فتنه شد که فلانی از آن ماستما عشق باز صادق و او عشق دان ماستخواندن شعر ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲ - در مدح صفوة الدین بانوی شروان شاهصبح تا آستین برافشانده استدامن عنبر تر افشانده استخواندن شعر ‹
