بخش

قصاید خاقانی

این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۲۲۴ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۲۳، غزل ۱).

مورد منتشرشده
۲۲۴
صفحه
۱۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۲ وزن)

اشعار (۲۲۴ مورد · نمایش ۲۰۹ تا ۲۲۴)

  1. ۲۰۹شمارهٔ ۲۰۹ - در شکایت از زمان و مذمت اقراندر این منزل اهل وفائی نیابیمجوی اهل کامروز جائی نیابیخواندن شعر ‹
  2. ۲۱۰شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ قدوة الحکما کافی الدین عم خودگر به قدر سوزش دل چشم من بگریستیبر دل من مرغ و ماهی تن به تن بگریستیخواندن شعر ‹
  3. ۲۱۱شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح فخر الدین ابوالفتح منوچهر شروان‌شاهصبح‌دم آب خضر نوش از لب جام گوهریکز ظلمات بحر جست آینهٔ سکندریخواندن شعر ‹
  4. ۲۱۲شمارهٔ ۲۱۲ - مطلع دومناگذران دل توئی کز طرب آشناتریخاک توام به خشک جان تا به لب آتش تریخواندن شعر ‹
  5. ۲۱۳شمارهٔ ۲۱۳ - مطلع سومدوش که صبح چاک زد صدرهٔ چرخ عنبریخضر درآمد از درم صبح‌وش از منوریخواندن شعر ‹
  6. ۲۱۴شمارهٔ ۲۱۴ - مطلع چهارمموکب شاه اختران، رفت به کاخ مشتریشش مهه داده ده نهش، قصر دوازده دریخواندن شعر ‹
  7. ۲۱۵شمارهٔ ۲۱۵ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروان‌شاه اخستانپیش که صبح بردَرَد شقهٔ چتر عنبریخیز مگر به برق میْ برقع صبح بردَریخواندن شعر ‹
  8. ۲۱۶شمارهٔ ۲۱۶ - مطلع دومماه به ماه می‌کند شاه فلک کدیوریعالم ناقه برده را، توشه دهد توانگریخواندن شعر ‹
  9. ۲۱۷شمارهٔ ۲۱۷ - در مذمت آب و هوای ری گویدخاکِ سیاه بر سرِ آب و هوای ریدور از مجاوران مکارم‌نمای ریخواندن شعر ‹
  10. ۲۱۸شمارهٔ ۲۱۸ - در حکمت و قناعت و عزلتچو گل بیش ندهم سران را صداعیکنم بلبلان طرب را وداعیخواندن شعر ‹
  11. ۲۱۹شمارهٔ ۲۱۹ - در مرثیهٔ وحید الدین شروانیجان سگ دارم به سختی ورنه سگ‌جان بودمیاز فغان زار چون سگ هم فرو ناسودمیخواندن شعر ‹
  12. ۲۲۰شمارهٔ ۲۲۰ - امام مطلق نجم المله والدین ابوالفضایل احمد سیمگر در مدح خاقانی گفته بودگرچه کان خرد مرا دانیعاجزم در نهاد خاقانیخواندن شعر ‹
  13. ۲۲۱شمارهٔ ۲۲۱ - در موعظه و حکمت و مرثیهٔ امام ناصر الدین ابراهیمنثار اشک من هر شب شکر ریزی است پنهانیکه همت را زناشوئی است از زانو و پیشانیخواندن شعر ‹
  14. ۲۲۲شمارهٔ ۲۲۲ - در مدح ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه اخستانبردار زلفش از رخ تا جان تازه بینیوز نیم کشت غمزه‌اش قربان تازه بینیخواندن شعر ‹
  15. ۲۲۳شمارهٔ ۲۲۳ - در تهنیت عید و مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان بن منوچهر بن فریدونچون صبح‌دم عید کند نافه گشائیبگشای سر خم که کند صبح نمائیخواندن شعر ‹
  16. ۲۲۴شمارهٔ ۲۲۴ - مطلع دومجان پیشکشت سازم اگر پیش من آئیدل روی نمایت دهم ار روی نمائیخواندن شعر ‹