بخش

قصاید خاقانی

این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۲۲۴ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۲۳، غزل ۱).

مورد منتشرشده
۲۲۴
صفحه
۱۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۲ وزن)

اشعار (۲۲۴ مورد · نمایش ۴۹ تا ۶۴)

  1. ۴۹شمارهٔ ۴۹ - قصیدهتشنهٔ دل به آب می‌نرسددیده جز بر سراب می‌نرسدخواندن شعر ‹
  2. ۵۰شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غزآن مصر مملکت که تو دیدی خراب شدو آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شدخواندن شعر ‹
  3. ۵۱شمارهٔ ۵۱ - قصیدهخوی فلک بین که چه ناپاک شدطبع جهان بین که چه غمناک شدخواندن شعر ‹
  4. ۵۲شمارهٔ ۵۲ - در رثاء زوجهٔ خوددیر خبر یافتی که یار تو گم شدجام جم از دست اختیار تو گم شدخواندن شعر ‹
  5. ۵۳شمارهٔ ۵۳ - قصیدهای دل، به سرِ مویی، آزاد نخواهی شد.مویی شُدیَ انْدَر غَم، هم، شاد نخواهی شد.خواندن شعر ‹
  6. ۵۴شمارهٔ ۵۴ - در ستایش رکن الدین محمد بن عبد الرحمن طغان یزکجام طرب کش که صبح کام برآمدخندهٔ صبح از دهان جام برآمدخواندن شعر ‹
  7. ۵۵شمارهٔ ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع می‌کردند مشتاقانه این قصیدهٔ را سرودچه سبب سوی خراسان شدنم نگذارندعندلیبم به گلستان شدنم نگذارندخواندن شعر ‹
  8. ۵۶شمارهٔ ۵۶ - قصیدهلطف ملک العرش به من سایه برافکندتا بر دل گم بوده مرا کرد خداوندخواندن شعر ‹
  9. ۵۷شمارهٔ ۵۷ - قصیدهبس بس ای طالع خاقانی چندچند چندش به بلا داری بندخواندن شعر ‹
  10. ۵۸شمارهٔ ۵۸ - این قصیدهٔ را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده استالصبوح ای دل که جان خواهم فشانددست هستی بر جهان خواهم فشاندخواندن شعر ‹
  11. ۵۹شمارهٔ ۵۹ - در رثاء خانوادهٔ خوددردا که دل نماند و بر او نام درد ماندوز یار یادگار دلم یاد کرد ماندخواندن شعر ‹
  12. ۶۰شمارهٔ ۶۰ - در شکایت از روزگاربه فلک تخته در ندوخته‌اندچشم خورشید بر ندوخته‌اندخواندن شعر ‹
  13. ۶۱شمارهٔ ۶۱ - تجدید مطلعدوش بر گردون رنگی دگر آمیخته‌اندشب و انجم چو دخان با شرر آمیخته‌اندخواندن شعر ‹
  14. ۶۲شمارهٔ ۶۲ - در ستایش منوچهر بن فریدون شروان شاهمی و مشک است که با صبح برآمیخته‌اندیا بهم زلف و لب یار درآمیخته‌اندخواندن شعر ‹
  15. ۶۳شمارهٔ ۶۳ - قصیدهدل‌های ما قرارگه درد کرده‌انددار القرار بر دل ما سرد کرده‌اندخواندن شعر ‹
  16. ۶۴شمارهٔ ۶۴ - در ستایش ابو المظفر اخستان شروان شاهصبح خیزان کاستین بر آسمان افشانده‌اندپای کوبان دست همت بر جهان افشانده‌اندخواندن شعر ‹