بخش

قصاید خاقانی

این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۲۲۴ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۲۳، غزل ۱).

مورد منتشرشده
۲۲۴
صفحه
۱۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۲ وزن)

اشعار (۲۲۴ مورد · نمایش ۱۴۵ تا ۱۶۰)

  1. ۱۴۵شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امام ناصر الدین ابراهیمدر این دامگاه ارچه همدم ندارمبحمدالله از هیچ غم غم ندارمخواندن شعر ‹
  2. ۱۴۶شمارهٔ ۱۴۶ - در شکایت از روزگار و دوستان و ستایش تهمتن پهلوانروزم فرو شد از غم، هم غم‌خوری ندارمرازم برآمداز دل، هم دلبری ندارمخواندن شعر ‹
  3. ۱۴۷شمارهٔ ۱۴۷ - مطلع دومای باغ جان که به ز لبت نوبری ندارمیاد لبت خورم می سر دیگری ندارمخواندن شعر ‹
  4. ۱۴۸شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمههر صبح سر ز گلشن سودا برآورموز صور آه بر فلک آوا برآورمخواندن شعر ‹
  5. ۱۴۹شمارهٔ ۱۴۹ - هنگام حبس در عزلت و قناعت و تخلص به مدح خاتم انبیاءهر صبح پای صبر به دامن درآورمپرگار عجز، گرد سر و تن درآورمخواندن شعر ‹
  6. ۱۵۰شمارهٔ ۱۵۰ - در شکایت و عزلتبه دل در خواص بقا می‌گریزمبه جان زین خراس فنا می‌گریزمخواندن شعر ‹
  7. ۱۵۱شمارهٔ ۱۵۱ - در دل‌تنگی و شکایت از روزگار و خوش‌دلی از گوشه‌گیری و قناعتغصه بندد نفس افغان چکنم؟لب به فریاد نفس‌ران چکنم؟خواندن شعر ‹
  8. ۱۵۲شمارهٔ ۱۵۲ - در ستایش مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگزهر صبح که نو جهان ببینماز منزل جان نشان ببینمخواندن شعر ‹
  9. ۱۵۳شمارهٔ ۱۵۳ - در شکایت از روزگار و مردمبه درد دلم کاشنائی نبینمهم از درد، دل را دوایی نبینمخواندن شعر ‹
  10. ۱۵۴شمارهٔ ۱۵۴ - در مرثیهٔ نصرةالدین ابوالمظفر اصفهبد کیالواشیرای قبلهٔ جان کجات جویمجانی و به جان هوات جویمخواندن شعر ‹
  11. ۱۵۵شمارهٔ ۱۵۵ - در شکایت و عزلت و تخلص به نعت پیامبر بزرگوارضمان‌دار سلامت شد دل منکه دار الملک عزلت ساخت مسکنخواندن شعر ‹
  12. ۱۵۶شمارهٔ ۱۵۶ - در شکایت از جهان و نعت خاتم پیغمبرانقحط وفاست در بنهٔ آخر الزمانهان ای حکیم پردهٔ عزلت بساز هانخواندن شعر ‹
  13. ۱۵۷شمارهٔ ۱۵۷ - در موعظه و گوشه‌گیریهین کز جهان علامت انصاف شد نهانای دل کرانه کن ز میان خانهٔ جهانخواندن شعر ‹
  14. ۱۵۸شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گویدالامان ای دل که وحشت زحمت آورد الامانبر کران شو زین مغیلانگاه غولان بر کرانخواندن شعر ‹
  15. ۱۵۹شمارهٔ ۱۵۹ - در ستایش جلال الدین ابوالفتح شروان شاهنطع بگسترد عشق پای فرو کوب هانخانه فروشی بزن آستیی برفشانخواندن شعر ‹
  16. ۱۶۰شمارهٔ ۱۶۰ - مطلع دومای لب و خالت بهم طوطی و هندوستانپیش جمالت منم هندوی جان بر میانخواندن شعر ‹