بخش

قصاید خاقانی

این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۲۲۴ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۲۳، غزل ۱).

مورد منتشرشده
۲۲۴
صفحه
۱۴

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۲ وزن)

اشعار (۲۲۴ مورد · نمایش ۱۷۷ تا ۱۹۲)

  1. ۱۷۷شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شروان شاه منوچهرعالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هینگوهر دل خاک توست رد مکن ای نازنینخواندن شعر ‹
  2. ۱۷۸شمارهٔ ۱۷۸ - مطلع دومغارت دل می‌کنی شرط وفا نیست اینکار من از سایه شد سایه برافکن ببینخواندن شعر ‹
  3. ۱۷۹شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح ابوالمظفر شروان شاهکوی عشق آمد شد ما برنتابد بیش از ایندامن تر بردن آنجا برنتابد بیش از اینخواندن شعر ‹
  4. ۱۸۰شمارهٔ ۱۸۰ - در تغزل و شکایتدلسوز ما که آتش گویاست قند اوآتش که دید دانهٔ دلها سپند اوخواندن شعر ‹
  5. ۱۸۱شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح پیغمبر اکرم (ص)عشق بهین گوهری است، گوهر دل کان اودل عجمی صورتی است عشق زبان دان اوخواندن شعر ‹
  6. ۱۸۲شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح پدر خویش علی نجارسلسلهٔ ابر گشت زلف زره سان اوقرصهٔ خورشید شد گوی گریبان اوخواندن شعر ‹
  7. ۱۸۳شمارهٔ ۱۸۳ - مطلع دوملشکر غم ران گشاد و آمد دوران اوابلق روز و شب است نامزد ران اوخواندن شعر ‹
  8. ۱۸۴شمارهٔ ۱۸۴ - مطلع سومدهر سیه کاسه‌ای است ما همه مهمان اوبی‌نمکی تعبیه است در نمک خوان اوخواندن شعر ‹
  9. ۱۸۵شمارهٔ ۱۸۵ - در عزلت و حکمت و موعظه و ریاضت و انتباه و ارشادما را دلی است زله خور خوان صبح‌گاهجانی است خاک جرعهٔ مستان صبح‌گاهخواندن شعر ‹
  10. ۱۸۶شمارهٔ ۱۸۶ - در تحقیق و وعظ و ذکر صفای صبحآوازهٔ رحیل شنیدم به صبح‌گاهبا شبروان دواسبه دویدم به صبح‌گاهخواندن شعر ‹
  11. ۱۸۷شمارهٔ ۱۸۷ - در عزلت و فقر و قناعت و تجریددر ساحت زمانه ز راحت نشان مخواهترکیب عافیت ز مزاج جهان مخواهخواندن شعر ‹
  12. ۱۸۸شمارهٔ ۱۸۸ - در مدح عصمة الدین عمهٔ اخستانای در حرمت نشان کعبهدرگاه تو را نشان کعبهخواندن شعر ‹
  13. ۱۸۹شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان بن منوچهرخورشید کسری تاج بین ایوان نو پرداختهیک اسبه بر گوی فلک میدان نو پرداختهخواندن شعر ‹
  14. ۱۹۰شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح ابوالفتح شروان شاه منوچهردر کام صبح از ناف شب مشک است عمدا ریختهگردون هزاران نرگسه از سقف مینا ریختهخواندن شعر ‹
  15. ۱۹۱شمارهٔ ۱۹۱ - مطلع دومای تیر باران غمت، خون دل ما ریختهنگذاشت طوفان غمت، خون دلی ناریختهخواندن شعر ‹
  16. ۱۹۲شمارهٔ ۱۹۲ - مطلع سومباز از تف زرین صدف، شد آب دریا ریختهابر نهنگ آسا ز کف، لولوی لالا ریختهخواندن شعر ‹