بخش
قصاید ناصرخسرو
این بخش از «دیوان اشعار» ناصرخسرو است و ۲۸۱ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۸۰، قطعه ۱).
- مورد منتشرشده
- ۲۸۱
- صفحه
- ۱۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۴۵قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵لشکر پیری فگند و قافله ذلناگه بر ساعدین و گردن من غلخواندن شعر ‹
- ۱۴۶قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسولبیشتر جز مر ستوران را نمانند، ای رسولخواندن شعر ‹
- ۱۴۷قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷حاجیان آمدند با تعظیمشاکر از رحمت خدای رحیمخواندن شعر ‹
- ۱۴۸قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸این روزگار بیخطر و کار بینظاموام است بر تو گر خبرت هست، وام، وامخواندن شعر ‹
- ۱۴۹قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹اگر کار بوده است و رفته قلمچرا خورد باید به بیهوده غم؟خواندن شعر ‹
- ۱۵۰قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰دام است جهان تو، ای پسر، دامزین دام ندارد خبر دد و دامخواندن شعر ‹
- ۱۵۱قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱به راه دین نبی رفت ازان نمییاریمکه راه با خطر و ما ضعیف و بییاریمخواندن شعر ‹
- ۱۵۲قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲بسی رفتم پس آز اندر این پیروزه گون پشکمکم آمد عمر و نامد مایه آز و آرزو را کمخواندن شعر ‹
- ۱۵۳قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳گر مستمند و با دل غمگینمخیره مکن ملامت چندینمخواندن شعر ‹
- ۱۵۴قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴دل ز افتعال اهل زمانه ملا شدمزایشان به قول و فعل ازیرا جدا شدمخواندن شعر ‹
- ۱۵۵قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵از بهر چه این کبود طارمپر گرد شده است باز و مغتم؟خواندن شعر ‹
- ۱۵۶قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ای بار خدای و کردگارممن فضل تو را سپاس دارمخواندن شعر ‹
- ۱۵۷قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ای شسته سر و روی به آب زمزمحج کرده چومردان و گشته بیغمخواندن شعر ‹
- ۱۵۸قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ای عجب ار دشمن من خود منمخیره گله چون کنم از دشمنم؟خواندن شعر ‹
- ۱۵۹قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹پانزده سال برآمد که به یمگانمچون و از بهر چه؟ زیرا که به زندانمخواندن شعر ‹
- ۱۶۰قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰این چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟کز تو کس ر امی نبینم شرم و بیمخواندن شعر ‹
