بخش
قصاید ناصرخسرو
این بخش از «دیوان اشعار» ناصرخسرو است و ۲۸۱ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۸۰، قطعه ۱).
- مورد منتشرشده
- ۲۸۱
- صفحه
- ۱۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۷قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷به چه ماند جهان مگر به سرابسپس او تو چون دوی به شتاب؟خواندن شعر ‹
- ۱۸قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸بر من بیچاره گشت سال و ماه و روز و شبکارها کردند بس نغز و عجب چون بلعجبخواندن شعر ‹
- ۱۹قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ای شب تازان چو ز هجران طنابعلت خوابی و تو را نیست خوابخواندن شعر ‹
- ۲۰قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ای روا کرده فریبنده جهان بر تو فریب،مر تو را خوانده و خود روی نهاده به نشیبخواندن شعر ‹
- ۲۱قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ای آنکه جز طرب نه همی بینمت طلبگر مردمی ستور مشو، مردمی طلبخواندن شعر ‹
- ۲۲قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲این جهان خواب است، خواب، ای پور بابشاد چون باشی بدین آشفته خواب؟خواندن شعر ‹
- ۲۳قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ای غریب آب غریبی ز تو بربود شبابوز غم غربت از سرْت بپرّید غرابخواندن شعر ‹
- ۲۴قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب،بشنو سؤال خوب و جوابی بده صواب:خواندن شعر ‹
- ۲۵قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵بر تو این خوردن و این رفتن و این خفتن و خاستنیک بنگر که، که افگند، وز این کار چه خواستخواندن شعر ‹
- ۲۶قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶هر که چون خر فتنهٔ خواب و خور استگرچه مردمصورت است آن هم خر استخواندن شعر ‹
- ۲۷قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷باز جهان تیز پر و خلق شکار استباز جهان را جز از شکار چه کار است؟خواندن شعر ‹
- ۲۸قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸شاخ شجر دهر غم و مشغله بار استزیرا که بر این شاخ غم و مشغله بار استخواندن شعر ‹
- ۲۹قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹آنکه بنا کرد جهان زین چه خواست؟گر به دل اندیشه کنی زین رواستخواندن شعر ‹
- ۳۰قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰خرد چون به جان و تنم بنگریستاز این هر دو بیچاره بر جان گریستخواندن شعر ‹
- ۳۱قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱از گردش گیتی گله روا نیستهر چند که نیکیش را بقا نیستخواندن شعر ‹
- ۳۲قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲مر چرخ را ضرر نیست وز گردشش خبر نیستعالم یکی درختی استکهش جز بشر ثمر نیستخواندن شعر ‹
