بخش
قصاید ناصرخسرو
این بخش از «دیوان اشعار» ناصرخسرو است و ۲۸۱ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۸۰، قطعه ۱).
- مورد منتشرشده
- ۲۸۱
- صفحه
- ۱۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۴۱قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۱این چه خیمه است این که گوئی پر گهر دریاستییا هزاران شمع در پنگان از میناستیخواندن شعر ‹
- ۲۴۲قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۲دگر ره باز با هر کوهساریبخار آورد پیدا خارخاریخواندن شعر ‹
- ۲۴۳قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلینایدش از خلق شرم و نه خجلیخواندن شعر ‹
- ۲۴۴قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۴جهان بازیگری داند مکن با این جهان بازیکه در مانی به دام او اگرچه تیز پر بازیخواندن شعر ‹
- ۲۴۵قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۵ای به خطاها بصیر و جلد وملینایدت از کار خویش، خود خجلیخواندن شعر ‹
- ۲۴۶قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۶شادی و جوانی و پیشگاهیخواهی و ضعیفی و غم نخواهیخواندن شعر ‹
- ۲۴۷قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۷ای آدمی به صورت و بیهیچ مردمیچونی به فعل دیو چو فرزند آدمی؟خواندن شعر ‹
- ۲۴۸قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۸گرْت باید که تن خویش به زندان ندهیآن به آید که دل خویش به شیطان ندهیخواندن شعر ‹
- ۲۴۹قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۹چه چیز بهتر و نیکوتر است در دنیی؟سپاه نی ملکی نی ضیاع نی رمه نیخواندن شعر ‹
- ۲۵۰قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۰شبی تاری چو بیساحل دمان پر قیر دریائیفلک چون پر ز نسرین برگ نیل اندوده صحرائیخواندن شعر ‹
- ۲۵۱قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۱آسایشت نبینم ای چرخ آسیائیخود سوده مینگردی ما را همی بسائیخواندن شعر ‹
- ۲۵۲قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۲این کهن گیتی ببرد از تازه فرزندان اویما کهن گشتیم و او نو اینت زیبا جادوی!خواندن شعر ‹
- ۲۵۳قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۳ای طمع کرده ز نادانی به عمر هرگزیبا فزونی و کمی مر هرگزی را کی سزی؟خواندن شعر ‹
- ۲۵۴قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۴آمد و پیغام حجت گوشدار ای ناصبیپاسخش ده گر توانی، سر مخار، ای ناصبی؟خواندن شعر ‹
- ۲۵۵قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۵آن جنگی مرد شایگانیمعروف شده به پاسبانیخواندن شعر ‹
- ۲۵۶قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۶دیوی است جهان پیر و غداریکهش نیست به مکر و جادوی یاریخواندن شعر ‹
