بخش
قصاید ناصرخسرو
این بخش از «دیوان اشعار» ناصرخسرو است و ۲۸۱ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۲۸۰، قطعه ۱).
- مورد منتشرشده
- ۲۸۱
- صفحه
- ۱۸
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۹قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ای نشسته خوش و بر تخت کشیده نخگر نخ و تخت بماندت چنین بخ بخخواندن شعر ‹
- ۵۰قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ای خوانده کتاب زند و پازندزین خواندن زند تا کی و چند؟خواندن شعر ‹
- ۵۱قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱از اهل ملک در این خیمهٔ کبود که بودکه ملک ازو نربود این بلند چرخ کبود؟خواندن شعر ‹
- ۵۲قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲یکی بیجان و بیتن ابلق اسپی کاو نفرسایدبه کوه و دشت و دریا بر همیتازد که ناسایدخواندن شعر ‹
- ۵۳قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳این جهان بیوفا را بر گزیدو بد گزیدلاجرم بر دست خویش ار بد گزید او خود گزیدخواندن شعر ‹
- ۵۴قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴مردم نبود صورت مردم حکماانددیگر خس و خارند و قماشاتِ دغااندخواندن شعر ‹
- ۵۵قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ز جور لشکر خرداد و مردادتواند داد ما را هیچکس داد؟خواندن شعر ‹
- ۵۶قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶این رقیبان که بر این گنبد پیروزه درندگرچه زیرند گهی جمله، همیشه زبرندخواندن شعر ‹
- ۵۷قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷چونکه نکو ننگری جهان چون شد؟خیر و صلاح از جهان جهان چون شد؟خواندن شعر ‹
- ۵۸قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸گزینم قران است و دین محمدهمین بود ازیرا گزین محمدخواندن شعر ‹
- ۵۹قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹آن کن ای جویای حکمت کاهل حکمت آن کنندتا بدان دشوارها بر خویشتن آسان کنندخواندن شعر ‹
- ۶۰قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰در این مقام اگر می مقام باید کردبکار خویش نکوتر قیام باید کردخواندن شعر ‹
- ۶۱قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱چند گوئی که:چو ایام بهار آیدگل بیاراید و بادام به بار آیدخواندن شعر ‹
- ۶۲قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲در درج سخن بگشای بر پندغزل را در به دست زهد در بندخواندن شعر ‹
- ۶۳قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳آزردن ما زمانه خو داردمازار ازو گرت بیازاردخواندن شعر ‹
- ۶۴قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴خردمند را می چه گوید خرد؟چه گویدش؟ گوید «حذر کن ز بد»خواندن شعر ‹
