بخش
قصاید پروین اعتصامی
این بخش از «دیوان اشعار» پروین اعتصامی است و ۴۲ مورد منتشرشده دارد (قصیده ۴۲).
- مورد منتشرشده
- ۴۲
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۷قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷سوخت اوراق دل از اخگر پنداری چندماند خاکستری از دفتر و طوماری چندخواندن قصیده ‹
- ۱۸قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸سر و عقل گر خدمت جان کنندبسی کار دشوار کآسان کنندخواندن قصیده ‹
- ۱۹قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹ای دوست، دزد حاجب و دربان نمیشودگرگ سیه درون، سگ چوپان نمیشودخواندن قصیده ‹
- ۲۰قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰دانی که را سزد صفت پاکی:آنکو وجود پاک نیالایدخواندن قصیده ‹
- ۲۱قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱هفتهها کردیم ماه و سالها کردیم پارنور بودیم و شدیم از کار ناهنجار نارخواندن قصیده ‹
- ۲۲قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲کارها بود در این کارگه اخضرلیک دوک تو نگردید ازین بهترخواندن قصیده ‹
- ۲۳قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳ای سیه مار جهان را شده افسونگرنرهد مار فسای از بد مار آخرخواندن قصیده ‹
- ۲۴قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ای شده شیفتهٔ گیتی و دورانشدهر دریاست، بیندیش ز طوفانشخواندن قصیده ‹
- ۲۵قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ای بی خبر ز منزل و پیش آهنگدور از تو همرهان تو صد فرسنگخواندن قصیده ‹
- ۲۶قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶در خانه شحنه خفته و دزدان به کوی و بامره دیولاخ و قافله بی مقصد و مرامخواندن قصیده ‹
- ۲۷قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷نخواست هیچ خردمند وام از ایامکه با دسیسه و آشوب باز خواهد وامخواندن قصیده ‹
- ۲۸قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸نفس گفتهست بسی ژاژ و بسی مبهمبه کز این پس کندش نطق خرد ابکمخواندن قصیده ‹
- ۲۹قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹تا ببازار جهان سوداگریمگاه سود و گه زیان می آوریمخواندن قصیده ‹
- ۳۰قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰بد منشانند زیر گنبد گرداناز بدشان چهر جان پاک بگردانخواندن قصیده ‹
- ۳۱قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱حاصل عمر تو افسوس شد و حرمانعیب خود را مکن ایدوست ز خود پنهانخواندن قصیده ‹
- ۳۲قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲دزد تو شد این زمانهٔ ریمنآن به که نگردیش به پیرامنخواندن قصیده ‹
