بخش
غزلیات عبید زاکانی
این بخش از «دیوان اشعار» عبید زاکانی است و ۱۰۶ مورد منتشرشده دارد (غزل ۱۰۶).
- مورد منتشرشده
- ۱۰۶
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۷غزل شمارهٔ ۱۷رمید صبر و دل از من چو دلنواز برفتچه چاره سازم از این پس چو چارهساز برفتخواندن غزل ‹
- ۱۸غزل شمارهٔ ۱۸سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشتعتاب او چو جفای فلک ز حد بگذشتخواندن غزل ‹
- ۱۹غزل شمارهٔ ۱۹ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداختمرا به بیخودی آوازه در جهان انداختخواندن غزل ‹
- ۲۰غزل شمارهٔ ۲۰مرا ز وصل تو حاصل به جز تمنا نیستخیال زلف تو بستن خلاف سودا نیستخواندن غزل ‹
- ۲۱غزل شمارهٔ ۲۱دگر برون شدنم زین دیار ممکن نیستدگر غریبیم از کوی یار ممکن نیستخواندن غزل ‹
- ۲۲غزل شمارهٔ ۲۲جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیستبیشم مجال صبر و سر انتظار نیستخواندن غزل ‹
- ۲۳غزل شمارهٔ ۲۳حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیستوز روزگار بهره به جز از ملال نیستخواندن غزل ‹
- ۲۴غزل شمارهٔ ۲۴هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفتیکدم خیال روی توام از نظر نرفتخواندن غزل ‹
- ۲۵غزل شمارهٔ ۲۵در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیستما را قرار و راحت و آرام و خواب نیستخواندن غزل ‹
- ۲۶غزل شمارهٔ ۲۶دلی که بستهٔ زنجیر زلف یاری نیستبه پیش اهل نظر هیچش اعتباری نیستخواندن غزل ‹
- ۲۷غزل شمارهٔ ۲۷بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیستبیش از این قوت سرپنجهٔ هجرانم نیستخواندن غزل ‹
- ۲۸غزل شمارهٔ ۲۸سر نخوانیم که سودا زدهٔ موئی نیستآدمی نیست که مجنون پریروئی نیستخواندن غزل ‹
- ۲۹غزل شمارهٔ ۲۹نه به ز شیوهٔ مستان طریق ورائی هستنه به ز کوی مغان گوشهای و جائی هستخواندن غزل ‹
- ۳۰غزل شمارهٔ ۳۰دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بوددودم ز سینه راه ثریا گرفته بودخواندن غزل ‹
- ۳۱غزل شمارهٔ ۳۱ز من مپرس که بر من چه حال میگذردچو روز وصل توام در خیال میگذردخواندن غزل ‹
- ۳۲غزل شمارهٔ ۳۲دردا که درد ما به دوایی نمیرسدوین کار ما به برگ و نوایی نمیرسدخواندن غزل ‹
