موضوع
شعر دربارهٔ مرگ و زندگی
بخشی از این فهرست با قاعدهٔ واژگانی شفاف پیشنهاد شده و هنوز ویراستار بازبینی نکرده است؛ این موارد با برچسب «برچسب خودکار، بازبینینشده» مشخص شدهاند و نشانهٔ تأیید معنایی نیستند.
- شعر در این موضوع
- ۲۰۰
- تأییدشدهٔ ویراستار
- ۰
- ۶۱بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب جلال الدین محمد مولویآمدیم اینجا که در صدر جهانبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۲شمارهٔ ۶ حافظ شیرازیصراحی دگر بارم از دست بردبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۳غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ جلال الدین محمد مولویمیر خرابات توی ای نگاربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۴غزل شمارهٔ ۱۶۸۶ جلال الدین محمد مولویگفتم که عهد بستم وز عهد بد برستمبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۵غزل شمارهٔ ۵۳۳۰ صائبمن به آب و نان اگر چون بیغمان می زیستمبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۶بخش ۱۲۱ - غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر جلال الدین محمد مولویخر بسی کوشید و او را دفع گفتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۷غزل شمارهٔ ۶۷۵۸ صائبفروغ زندگانی برق شمشیرست پنداریبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۸غزل شمارهٔ ۱۰۳۱ صائبوقت خط پهلو تهی از یار کردن مشکل استبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۶۹غزل شمارهٔ ۴۶۴۰ صائبزیرتیغ از مرغ بسمل پرفشانی یاد گیربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۰غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ صائبخضر را گر سبز آب زندگانی کرده استبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۱بخش ۶ - حکایت سعدی شیرازیقضا زندهای را رگ جان بریدبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۲بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید جلال الدین محمد مولویپادشاهی داشت یک برنا پسربرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۳غزل شمارهٔ ۱۰۵۹ صائبمرهم تیغ تغافل خون خود را خوردن استبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۴غزل شمارهٔ ۳۱۷۲ جلال الدین محمد مولویای که ازین تنگ قفس میپریبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۵غزل شمارهٔ ۷۰۳ صائبدر آتش است نعل، نسیم بهار رابرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۶غزل شمارهٔ ۱۸۰ عطار نیشابوریصبح بر شب شتاب میآردبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۷غزل شمارهٔ ۲۰۲۴ صائبدردست، صبح شیب، می خوشگوار چیست؟برچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۸غزل شمارهٔ ۲۲۴ سعدی شیرازیگلبنان پیرایه بر خود کردهاندبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۷۹غزل شمارهٔ ۲۷۶۷ صائبدل چه تلخیهای رنگارنگ ازان دلبر کشیدبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۰بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار نیشابوریخواندمحمود را سر بی خویشئیبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۱غزل شمارهٔ ۱۶۴۳ صائبهر که از اهل جهان گوشه عزلت نگرفتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۲غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ صائباگر ز دیده ام ای سروناز خواهی رفتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۳(۸) سؤال مرد درویش از جعفر صادق عطار نیشابوریمگر پرسید آن درویش حالیبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۴غزل شمارهٔ ۲۱۶۲ صائباز مرگ به ما نیم نفس بیش نمانده استبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۵غزل شمارهٔ ۶۳۴۱ صائببه رنگ سرو درین باغ زندگانی کنبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۶غزل شمارهٔ ۱۳۶۱ صائبروزگار ما به غفلت از تن آسانی گذشتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۷غزل شمارهٔ ۱۳۸۶ صائبحیف خود با آه گرم از آسمان باید گرفتبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۸غزل شمارهٔ ۱۲۴۰ صائبحسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ استبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۸۹بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیمعاقل و خود را مرده کردن جلال الدین محمد مولویگفت ماهی دگر وقت بلابرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
- ۹۰غزل شمارهٔ ۲۹۰۴ جلال الدین محمد مولویعاقبت از عاشقان بگریختیبرچسب خودکار، بازبینینشدهخواندن کامل ‹
