بخش
غزلیات خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۴۰۱ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۰۱).
- مورد منتشرشده
- ۴۰۱
- صفحه
- ۲۶
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۵۳غزل شمارهٔ ۳۵۳تا لوح جفا درست کردیسر کیسهٔ عهد سست کردیخواندن غزل ‹
- ۳۵۴غزل شمارهٔ ۳۵۴ز دلت چه داد خواهم که نه داور منیز غمت چه شاد باشم که نه غمخَور منیخواندن غزل ‹
- ۳۵۵غزل شمارهٔ ۳۵۵خاک توام مرا چه خوری خون به دوستیجان منی مرا مکش اکنون به دوستیخواندن غزل ‹
- ۳۵۶غزل شمارهٔ ۳۵۶دل نداند تو را چنان که توئیجان نگنجد در آن میان که توئیخواندن غزل ‹
- ۳۵۷غزل شمارهٔ ۳۵۷بانگ آمد از قِنینه کهآباد بر خرابیدریاب کار عشرت گر مرد کار آبیخواندن غزل ‹
- ۳۵۸غزل شمارهٔ ۳۵۸دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتینه خاک تو شدم از من چه گام باز گرفتیخواندن غزل ‹
- ۳۵۹غزل شمارهٔ ۳۵۹به خرد راه عشق میپوئیبه چراغ آفتاب میجوئیخواندن غزل ‹
- ۳۶۰غزل شمارهٔ ۳۶۰خود لطف بود چندان ای جان که تو داریدارند بتان لطف نه چندان که تو داریخواندن غزل ‹
- ۳۶۱غزل شمارهٔ ۳۶۱صید توام فکندی و در خون گذاشتیصیدی ز خون و خاک چرا برنداشتیخواندن غزل ‹
- ۳۶۲غزل شمارهٔ ۳۶۲به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داریبه رهت چه گوش دارم که خبر دریغ داریخواندن غزل ‹
- ۳۶۳غزل شمارهٔ ۳۶۳زین نیم جان که دارم جانان چه خواست گوئیکرد آنچه خواست با دل از جان چه خواست گوئیخواندن غزل ‹
- ۳۶۴غزل شمارهٔ ۳۶۴مرا روزی نپرسی کآخر ای غمخوار من چونیدل بیمار تو چون است و تو در تیمار من چونیخواندن غزل ‹
- ۳۶۵غزل شمارهٔ ۳۶۵هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری؟یا راستتر ز قد تو باشد صنوبری؟خواندن غزل ‹
- ۳۶۶غزل شمارهٔ ۳۶۶گر قصد جان نداری، خونم چرا خوریانصاف ده که کار ز انصاف میبریخواندن غزل ‹
- ۳۶۷غزل شمارهٔ ۳۶۷خطی بر سوسن از عنبر کشیدیسر خورشید در چنبر کشیدیخواندن غزل ‹
- ۳۶۸غزل شمارهٔ ۳۶۸هدیهٔ پای تو زر بایستیرشوهٔ رای تو زر بایستیخواندن غزل ‹
