بخش
غزلیات خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۴۰۱ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۰۱).
- مورد منتشرشده
- ۴۰۱
- صفحه
- ۲۶
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۹غزل شمارهٔ ۴۹زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرستیک موی سر به مهر به دست صبا فرستخواندن غزل ‹
- ۵۰غزل شمارهٔ ۵۰روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشتحسن تو دارد ملک آنکه سلیمان نداشتخواندن غزل ‹
- ۵۱غزل شمارهٔ ۵۱به باغ وصل تو خاری رقیبِ صد ورد استبه یاد روی تو دردی طبیبِ صد درد استخواندن غزل ‹
- ۵۲غزل شمارهٔ ۵۲تیرهزلفا بادهٔ روشن کجاستدیروَصلا رطلِ مردافکن کجاست؟خواندن غزل ‹
- ۵۳غزل شمارهٔ ۵۳دردی است درد عشق که درمانپذیر نیستاز جان گزیر هست و ز جانان گزیر نیستخواندن غزل ‹
- ۵۴غزل شمارهٔ ۵۴شمع شبها بجز خیال تو نیستباغ جانها بجز جمال تو نیستخواندن غزل ‹
- ۵۵غزل شمارهٔ ۵۵سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیستسینهٔ ما چه که ارواح ملایک هم نیستخواندن غزل ‹
- ۵۶غزل شمارهٔ ۵۶ما به غم خو کردهایم ای دوست ما را غم فرستتحفهای کز غم فرستی نزد ما هر دم فرستخواندن غزل ‹
- ۵۷غزل شمارهٔ ۵۷بس لابه که بنمودم و دلدار نپذرفتصد بار فغان کردم و یک بار نپذرفتخواندن غزل ‹
- ۵۸غزل شمارهٔ ۵۸شوری ز دو عشق در سر ماستمیدان دل، از دو لشکر آراستخواندن غزل ‹
- ۵۹غزل شمارهٔ ۵۹دل شد از دست و نه جای سخن استنز توام جای تظلم زدن استخواندن غزل ‹
- ۶۰غزل شمارهٔ ۶۰آن نازنین که عیسی دلها زبان اوستعودالصلب من خط زُنارسان اوستخواندن غزل ‹
- ۶۱غزل شمارهٔ ۶۱عیسیلبیّ و مرده دلم در برابرتچون تخم پیله زنده شوم باز در برتخواندن غزل ‹
- ۶۲غزل شمارهٔ ۶۲گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافتبا کام جهان هم ز جهان کام توان یافتخواندن غزل ‹
- ۶۳غزل شمارهٔ ۶۳چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواستچنان سخت کمان کوست ازو کام توان خواستخواندن غزل ‹
- ۶۴غزل شمارهٔ ۶۴کیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیستوز پی دیدار تو بر سر کوی تو نیستخواندن غزل ‹
