بخش
غزلیات خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۴۰۱ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۰۱).
- مورد منتشرشده
- ۴۰۱
- صفحه
- ۲۶
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۶۵غزل شمارهٔ ۶۵عشق تو قضای آسمانی استوصل تو بقای جاودانی استخواندن غزل ‹
- ۶۶غزل شمارهٔ ۶۶مِی خور که جهان حریفجوی استآفاق ز سبزه تازهروی استخواندن غزل ‹
- ۶۷غزل شمارهٔ ۶۷دل را ز دم تو وامْ روزی استوز صاف تو دُردِ خام روزی استخواندن غزل ‹
- ۶۸غزل شمارهٔ ۶۸ای دل به عشق بَرِ تو ، که عشقت چه درخور استدر سر شدی ندانمت ای دل چه در سر استخواندن غزل ‹
- ۶۹غزل شمارهٔ ۶۹خاکیدلم که در لب آن نازنین گریختتشنه است کاندر آبخور آتشین گریختخواندن غزل ‹
- ۷۰غزل شمارهٔ ۷۰خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفتباز به پیرانهسر، عشق تو از سر گرفتخواندن غزل ‹
- ۷۱غزل شمارهٔ ۷۱به دو میگون لب و پسته دهنتبه سه بوس خوش و فندقشکنتخواندن غزل ‹
- ۷۲غزل شمارهٔ ۷۲هر که در عاشقی قدم نزده استبر دل از خون دیده نم نزده استخواندن غزل ‹
- ۷۳غزل شمارهٔ ۷۳جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفتجو جوَم کرد و چو بشنید آه من بر من گرفتخواندن غزل ‹
- ۷۴غزل شمارهٔ ۷۴سر و زر کو که منت یارم جستفرصت آمدنت یارم جستخواندن غزل ‹
- ۷۵غزل شمارهٔ ۷۵یارب آن خال بر آن لب چه خوش استبر هلالش نُقَط از شب چه خوش استخواندن غزل ‹
- ۷۶غزل شمارهٔ ۷۶در عشق تو عافیت حرام استآن را که نه عشق پخت، خام استخواندن غزل ‹
- ۷۷غزل شمارهٔ ۷۷به جائی رسید عشق که بر جای جان نشستسلامت کرانه کرد، خود اندر میان نشستخواندن غزل ‹
- ۷۸غزل شمارهٔ ۷۸چرا ننْهم؟ نهم دل بر خیالتچرا ندْهم؟ دهم جان در وصالتخواندن غزل ‹
- ۷۹غزل شمارهٔ ۷۹هر که به سودای چون تو یار بپرداختهمتش از بند روزگار بپرداختخواندن غزل ‹
- ۸۰غزل شمارهٔ ۸۰دلم در بحر سودای تو غرق استنکو بشنو که این معنی نه زرق استخواندن غزل ‹
