بخش
غزلیات خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۴۰۱ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۰۱).
- مورد منتشرشده
- ۴۰۱
- صفحه
- ۲۶
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۱۲۹غزل شمارهٔ ۱۲۹ازین دهرنگتر یاری نپندارم که دارد کسوزین بینورتر کاری نپندارم که دارد کسخواندن غزل ‹
- ۱۳۰غزل شمارهٔ ۱۳۰می وقت صبوح راوقی بایدوان می به خمار عاشقی بایدخواندن غزل ‹
- ۱۳۱غزل شمارهٔ ۱۳۱تو را نازی است اندر سر که عالم برنمیتابدمرا دردی است اندر دل که مرهم برنمیتابدخواندن غزل ‹
- ۱۳۲غزل شمارهٔ ۱۳۲چه روحافزا و راحتباری ای بادچه شادیبخش و غمبُرداری ای بادخواندن غزل ‹
- ۱۳۳غزل شمارهٔ ۱۳۳چشم دارم که مرا از تو پیامی برسدوز می وصل، لبم بر لب جامی برسدخواندن غزل ‹
- ۱۳۴غزل شمارهٔ ۱۳۴باغ جان را صبوحی آب دهیدو آن شفق رنگ صبح تاب دهیدخواندن غزل ‹
- ۱۳۵غزل شمارهٔ ۱۳۵دل نام تو بر نگین نویسدجان نقش تو بر جبین نویسدخواندن غزل ‹
- ۱۳۶غزل شمارهٔ ۱۳۶فراقت ز خونریز من درنماندسر کویت از لافزن درنماندخواندن غزل ‹
- ۱۳۷غزل شمارهٔ ۱۳۷آتش عشق تو دید صبرم و سیماب شدهستی من آب گشت، آب مرا آب شدخواندن غزل ‹
- ۱۳۸غزل شمارهٔ ۱۳۸دل بستهٔ زلف تو شد از من چه نویسدجان ساکن فردوس شد از من چه نویسدخواندن غزل ‹
- ۱۳۹غزل شمارهٔ ۱۳۹آتش عیارهای آب عیارم ببردسیم بناگوش او سکهٔ کارم ببردخواندن غزل ‹
- ۱۴۰غزل شمارهٔ ۱۴۰خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسدسرگشته میدود به خیالش کجا رسدخواندن غزل ‹
- ۱۴۱غزل شمارهٔ ۱۴۱اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشانددستیاری کن که دستی بر جهان خواهم فشاندخواندن غزل ‹
- ۱۴۲غزل شمارهٔ ۱۴۲سخن با او به مویی درنگیردوفا از هیچ رویی درنگیردخواندن غزل ‹
- ۱۴۳غزل شمارهٔ ۱۴۳دلم آخر به وصالش برسدجان به پیوند جمالش برسدخواندن غزل ‹
- ۱۴۴غزل شمارهٔ ۱۴۴سر زلفت چو در جولان میآیدبه ساعت فتنه در میدان میآیدخواندن غزل ‹
