بخش
غزلیات خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۴۰۱ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۰۱).
- مورد منتشرشده
- ۴۰۱
- صفحه
- ۲۶
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۸۱غزل شمارهٔ ۸۱بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمتبربند عقد در که کنون در بر آیمتخواندن غزل ‹
- ۸۲غزل شمارهٔ ۸۲علم عشق عالی افتاده استکیسهٔ صبر خالی افتاده استخواندن غزل ‹
- ۸۳غزل شمارهٔ ۸۳فلک در نیکوئی انصاف دادتسرِ گردنکشان گردن نهادتخواندن غزل ‹
- ۸۴غزل شمارهٔ ۸۴بتی کز طرف شب مه را وطن ساختز سنبل سایبان بر یاسمن ساختخواندن غزل ‹
- ۸۵غزل شمارهٔ ۸۵آنها که محققان راهنددر مسند فقر پادشاهندخواندن غزل ‹
- ۸۶غزل شمارهٔ ۸۶با او دلم به مهر و محبت نشانه بودسیمرغ وصل را دل و جان آشیانه بودخواندن غزل ‹
- ۸۷غزل شمارهٔ ۸۷طریق عشق رهبر برنتابدجفای دوست داور برنتابدخواندن غزل ‹
- ۸۸غزل شمارهٔ ۸۸عقل در عشق تو سرگردان بماندچشم جان در روی تو حیران بماندخواندن غزل ‹
- ۸۹غزل شمارهٔ ۸۹دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبودصبر پی گم کرد چون همدست دستانت نبودخواندن غزل ‹
- ۹۰غزل شمارهٔ ۹۰دولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کردعقل، کافر بود آن رُخ دید و ایمان تازه کردخواندن غزل ‹
- ۹۱غزل شمارهٔ ۹۱دل پیش خیال تو صد دیده برافشانددر پای تو هر ساعت جانی دگر افشاندخواندن غزل ‹
- ۹۲غزل شمارهٔ ۹۲صد یکِ حسن تو نوبهار نداردطاقت جور تو روزگار نداردخواندن غزل ‹
- ۹۳غزل شمارهٔ ۹۳تب دوشین در آن بت چون اثر کردمرا فرمود و هم در شب خبر کردخواندن غزل ‹
- ۹۴غزل شمارهٔ ۹۴هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازددر جان شکند پیکان چون در جگر اندازدخواندن غزل ‹
- ۹۵غزل شمارهٔ ۹۵عذر از که توان خواست که دلبر نپذیردافغان چه توان کرد که داور نپذیردخواندن غزل ‹
- ۹۶غزل شمارهٔ ۹۶عشق تو چون درآید شور از جهان برآیددلها در آتش افتد دود از میان برآیدخواندن غزل ‹
