بخش
غزلیات خاقانی
این بخش از «دیوان اشعار» خاقانی است و ۴۰۱ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۰۱).
- مورد منتشرشده
- ۴۰۱
- صفحه
- ۲۶
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۳غزل شمارهٔ ۳۳بخت بدرنگ من امروز گم استیارب این رنگ سواد از چه خُم استخواندن غزل ‹
- ۳۴غزل شمارهٔ ۳۴طره مفشان که غرامت بر ماستطیره منشین که قیامت برخاستخواندن غزل ‹
- ۳۵غزل شمارهٔ ۳۵در جهان هیچ سینه بیغم نیستغمگساری ز کیمیا کم نیستخواندن غزل ‹
- ۳۶غزل شمارهٔ ۳۶مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده استاز آن نعرهٔ من چنین خوش فتاده استخواندن غزل ‹
- ۳۷غزل شمارهٔ ۳۷من ندانستم که عشق این رنگ داشتوز جهان با جان من آهنگ داشتخواندن غزل ‹
- ۳۸غزل شمارهٔ ۳۸چه نشینم که فتنه برپای استرایت عشق پای برجای استخواندن غزل ‹
- ۳۹غزل شمارهٔ ۳۹آن کز می خواجگی است سرمستبر وی نزنند عاقلان دستخواندن غزل ‹
- ۴۰غزل شمارهٔ ۴۰فرمان ملک چه ساحری ساختکز سحر بهار آزری ساختخواندن غزل ‹
- ۴۱غزل شمارهٔ ۴۱ای قوی دل به رفیعالدرجاتوز برائت به جهان داده براتخواندن غزل ‹
- ۴۲غزل شمارهٔ ۴۲عیسیلب است یار و دم از من دریغ داشتبیمار او شدم قدم از من دریغ داشتخواندن غزل ‹
- ۴۳غزل شمارهٔ ۴۳دست قبا در جهان نافهگشای آمده استبر سر هر سنگ باد غالیهسای آمده استخواندن غزل ‹
- ۴۴غزل شمارهٔ ۴۴ای باد صبح بین که کجا میفرستمتنزدیک آفتاب وفا میفرستمتخواندن غزل ‹
- ۴۵غزل شمارهٔ ۴۵لعل او بازار جان خواهد شکستخندهٔ او مُهر کان خواهد شکستخواندن غزل ‹
- ۴۶غزل شمارهٔ ۴۶دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشتما را شکار کرد و بیفکند و برنداشتخواندن غزل ‹
- ۴۷غزل شمارهٔ ۴۷رخ تو، رونق قمر بشکستلب تو، قیمت شکر بشکستخواندن غزل ‹
- ۴۸غزل شمارهٔ ۴۸از حال خود شکسته دلان را خبر فرستتسکین جان سوختگان یک نظر فرستخواندن غزل ‹
