بخش
باب چهارم در تواضع سعدی
این بخش از «بوستان» سعدی است و ۲۸ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۲۸).
- مورد منتشرشده
- ۲۸
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - حکایت در معنی تواضع و نیازمندیز ویرانهٔ عارفی ژنده پوشیکی را نباح سگ آمد به گوشخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - حکایت حاتم اصمگروهی برآنند از اهل سخنکه حاتم اصم بود، باور مکنخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - حکایت زاهد تبریزیعزیزی در اقصای تبریز بودکه همواره بیدار و شب خیز بودخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - حکایت در معنی احتمال از دشمن از بهر دوستیکی را چو سعدی دلی ساده بودکه با ساده رویی در افتاده بودخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - حکایتِ لقمانِ حکیمشنیدم که لقمان سیهفام بودنه تنپرور و نازکاندام بودخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضعشنیدم که در دشتِ صنعا جنیدسگی دید برکنده دندانِ صیدخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - حکایتِ زاهد و بربطزنیکی بربطی در بغل داشت مستبه شب در سَرِ پارسایی شکستخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - حکایتِ صبرِ مردان بر جفاشنیدم که در خاکِ وَخش از مهانیکی بود در کنجِ خلوت نهانخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک اوکسی مشکلی برد پیشِ علیمگر مشکلش را کُند مُنجَلیخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - حکایتگدایی شنیدم که در تنگجاینهادش عُمَر پای بر پشتِ پایخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - حکایتیکی خوبکردارِ خوشخوی بودکه بدسیرتان را نکوگوی بودخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - حکایت ذوالنون مصریچنین یاد دارم که سقّای نیلنکرد آب بر مصر سالی سبیلخواندن شعر ‹
