بخش
باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۵ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۵).
- مورد منتشرشده
- ۴۵
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷ای نور رخت خاک سیه بگرفتهوز مرگ توآفتاب و مَه بگرفتهخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸چون گریهٔ من ابر بهاری نبودچون نالهٔ من ناله بزاری نبودخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹ای محرم من کیست کنون محرم توبیم است که خود را بکشم از غم توخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰برخیز که ابر خاک را میشویدتا سبزه ز خاک تو برون میرویدخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱از مرگِ تو هر دمی دگرگون باشمگَه بر سرِ خاک و گاه در خون باشمخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲گل بیرخ گلرنگ تو خاریست مراچشم از غم تو چو چشمه ساریست مراخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳گفتم همه عمر نازنینت بینمامروز چه گونه در زمینت بینمخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴کو کس که دل از مرگِ تو خون مینکندتن نیز ز نوحه سرنگون مینکندخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵بی روی تو در ماه سیاهی آمدمرگت به جوانی و پگاهی آمدخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶ناگاه چو رخ به راه میآوردیبه هرچه خط سیاه میآوردیخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷از ناز چه سود چون بسودی آخربی شمع شبی چون نغنودی آخرخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸جان را چو ز رفتن تو آگاهی شددل در سر نالهٔ سحرگاهی شدخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹تا خاک تو گشت غم گسارم بی توبس خون که ز دیده میببارم بی توخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰از کفر بتر بی تو غنودن ما راآخر ز تو گفتن و شنودن ما راخواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱در خاک ترا وطن نمیدانستموان ماه تو در کفن نمیدانستمخواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲تا چند کشم ز مرگ تو درد از تووز سینهٔ آتشین دم سرد از توخواندن رباعی ‹
