بخش
باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۳۰ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۳۰).
- مورد منتشرشده
- ۳۰
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷سهل است اگر کار مرا ساز دهیگاهم بنوازی و گه آواز دهیخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸بر خاک چو بادم ای دل افزای هنوزبر آتش و چشمم آب پالای هنوزخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹گفتم که اگر دلِ تو یک رنگ آیددر بر کشیم گرچه ترا ننگ آیدخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰بی یاد تو من سرزبان را بزنمبر یاد تو جملهٔ جهان را بزنمخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱گفتم: «ز میان جان شوم خاک درشتا بوک بود بر من مسکین گذرش»خواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲یا رب چه دمم بود که دمساز نداددل برد و دمم داد و دلم باز ندادخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳گفتم: «چو تنم ضعیف و لاغر باشددل در برت از سنگ قویتر باشد»خواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم دادیک عشوه نداد و بوسه پیوستم دادخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵گر جان خواهد از بن دندان بدهمجان خود چه بود هزار چندان بدهمخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶از بس که بخورد خون من بیدادیبیمار شدم نکرد از من یادیخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷تا از غم تب دلش به صد درد افتادشد زرد رخ و بر رخ او گرد افتادخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸ماهی که دلم زو به بلا افتادستدر رنجوری به صد عنا افتادستخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹ماهی که به قد سرو روانم آمددلتنگی او آفت جانم آمدخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰دل در غم تو غرقهٔ خونِ جگر استجانم متحیر و تنم بیخبر استخواندن رباعی ‹
