بخش
غزلیات جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۳
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۳۲۱شمارهٔ ۳۲۱نشان پای سگانت که بر زمین بینمبرآسمان شرف هست عقد پروینمخواندن غزل ‹
- ۳۲۲شمارهٔ ۳۲۲خیزید حریفان که به میخانه درآییمسلخ رمضان است به می روزه گشاییمخواندن غزل ‹
- ۳۲۳شمارهٔ ۳۲۳شدم به باغ که کنج فراغتی جویمغمت ز پرده دل خیمه زد به پهلویمخواندن غزل ‹
- ۳۲۴شمارهٔ ۳۲۴ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویمبه پیشت از خوی خجلت جبین همی شویمخواندن غزل ‹
- ۳۲۵شمارهٔ ۳۲۵دردا که درآمد به درت پای به سنگمشد پای گذشتن ز سر کوی تو لنگمخواندن غزل ‹
- ۳۲۶شمارهٔ ۳۲۶چو دست بی تو بدین چشم اشکبار برمبه آستین ز مژه در شاهوار برمخواندن غزل ‹
- ۳۲۷شمارهٔ ۳۲۷گناه عشق بتان گرچه ساخت نامه سیاهمبس است خط عذار تو عذرخواه گناهمخواندن غزل ‹
- ۳۲۸شمارهٔ ۳۲۸چهره زرد ز خون بسته جگر ته به تهمسرخرویی بجز این نیست ز بخت سیهمخواندن غزل ‹
- ۳۲۹شمارهٔ ۳۲۹ای نوجوان که دل به کمند تو بستهامرحمی نما که پیر و ضعیف و شکستهامخواندن غزل ‹
- ۳۳۰شمارهٔ ۳۳۰دیده از جلوه بتان بستیمدر ببستیم و از بلا رستیمخواندن غزل ‹
- ۳۳۱شمارهٔ ۳۳۱شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنمطوقدار حلقه دم باد از ایشان گردنمخواندن غزل ‹
- ۳۳۲شمارهٔ ۳۳۲عید فطر است بیا تا به می افطار کنیمعیدگه خاک در خانه خمار کنیمخواندن غزل ‹
- ۳۳۳شمارهٔ ۳۳۳نی ماه منظری که نظربازیی کنمدر پایش اوفتاده سرافرازیی کنمخواندن غزل ‹
- ۳۳۴شمارهٔ ۳۳۴خوش آنکه روی توبینم در اضطراب شومچو ذره رقص کنان محو آفتاب شومخواندن غزل ‹
- ۳۳۵شمارهٔ ۳۳۵به دل دردی عجب دارم نمیدانم که چون گریمدلا خون شو که تا بر درد خود یک لحظه خون گریمخواندن غزل ‹
- ۳۳۶شمارهٔ ۳۳۶یار ما یار دگر کرد چه تدبیر کنیمقصه مشکل خود پیش که تقریر کنیمخواندن غزل ‹
