بخش
غزلیات جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۳
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۲۰۹شمارهٔ ۲۰۹باز ازین راه صدای جرسی میآیدگویی از منزل معشوق کسی میآیدخواندن غزل ‹
- ۲۱۰شمارهٔ ۲۱۰نی رخ آن مه چنینم بیدل و دین میکندهرچه با من میکند آن زلف مشکین میکندخواندن غزل ‹
- ۲۱۱شمارهٔ ۲۱۱آمد ازملک عشق لشکر دردمرد باید کنون که گیرد مردخواندن غزل ‹
- ۲۱۲شمارهٔ ۲۱۲سبزه از طرف چمن می خیزدخطت از برگ سمن می خیزدخواندن غزل ‹
- ۲۱۳شمارهٔ ۲۱۳تو تنگ چشمی آن شوخ بین چو ناز کندکه چشم سوی محبان به صرفه باز کندخواندن غزل ‹
- ۲۱۴شمارهٔ ۲۱۴آن سهیسرو چو گلگشتِ لب ِجو میکردبلبل از شاخ سمن وصف رخ او میکردخواندن غزل ‹
- ۲۱۵شمارهٔ ۲۱۵نام لبت چون به زبان میآیدآب حیاتم به دهان میآیدخواندن غزل ‹
- ۲۱۶شمارهٔ ۲۱۶ناله دردناک می آیدزین دل چاک چاک می آیدخواندن غزل ‹
- ۲۱۷شمارهٔ ۲۱۷وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن میکنددیده را زآب روان و سبزه روشن میکندخواندن غزل ‹
- ۲۱۸شمارهٔ ۲۱۸شهید داغ تو فردا ز گل چو لاله برآیدز شوق باده لعلت به کف پیاله برآیدخواندن غزل ‹
- ۲۱۹شمارهٔ ۲۱۹شب کجا رفتی که دور از روی تو خوابم نبردبس که کردم گریه حیرانم که چون آبم نبردخواندن غزل ‹
- ۲۲۰شمارهٔ ۲۲۰چه جور ماند که برما مه صیام نکردکدام عیش که بر عاشقان حرام نکردخواندن غزل ‹
- ۲۲۱شمارهٔ ۲۲۱ز داغ هجر تو سوزم ز گشت باغ چه سودز توست شب شده روزم ز گل چراغ چه سودخواندن غزل ‹
- ۲۲۲شمارهٔ ۲۲۲گرچه اندازد به شاخ سدره امیدم کمنددست کوتاهم ز تار زلف آن سرو بلندخواندن غزل ‹
- ۲۲۳شمارهٔ ۲۲۳گهی که بر سر زلفت شمال میگذردازو بپرس که بر ما چه حال میگذردخواندن غزل ‹
- ۲۲۴شمارهٔ ۲۲۴گرچه از دل دیده رخت خود به موج خون بردبا خیال طاق ابرویت به پل بیرون بردخواندن غزل ‹
