بخش
غزلیات جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۳
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۳۳شمارهٔ ۴۳۳بتی که بود چو جانم به سینه جا کردهگرفت راه جدایی وداع ناکردهخواندن غزل ‹
- ۴۳۴شمارهٔ ۴۳۴ای نامه ز خود به خود نوشتهدر وی همه نیک و بد نوشتهخواندن غزل ‹
- ۴۳۵شمارهٔ ۴۳۵سرو من بر رخ گل جعد سمن سای منهگرد مه سلسله زلف شب آسای منهخواندن غزل ‹
- ۴۳۶شمارهٔ ۴۳۶ای مرا از آتش سودای تو جان سوختهپیرهن از تن تن از دل دل ز هجران سوختهخواندن غزل ‹
- ۴۳۷شمارهٔ ۴۳۷خوش آنکه بود ز تو خانه ام پریخانهکجا شدی که شدم بی رخ تو دیوانهخواندن غزل ‹
- ۴۳۸شمارهٔ ۴۳۸ای شکل قدت پیکری از سیم سارا ریختههر دم ز شاهان لشکری سرهات در پا ریختهخواندن غزل ‹
- ۴۳۹شمارهٔ ۴۳۹ماییم ز مشرب مغانهدر کوی مغان گرفته خانهخواندن غزل ‹
- ۴۴۰شمارهٔ ۴۴۰ای چو جان در دل من جا کردهعقل را عشق تو شیدا کردهخواندن غزل ‹
- ۴۴۱شمارهٔ ۴۴۱ای به بالا بلای جان همهکوته از وصف تو زبان همهخواندن غزل ‹
- ۴۴۲شمارهٔ ۴۴۲منم عاشق و بیدل و مبتلاز عشق تو افتاده در صد بلاخواندن غزل ‹
- ۴۴۳شمارهٔ ۴۴۳تا چو قدح با دل پر خون نییکام ستان زان لب میگون نییخواندن غزل ‹
- ۴۴۴شمارهٔ ۴۴۴چون هوای باغ با این شکل موزون کردهایاز لب خندان درون غنچه را خون کردهایخواندن غزل ‹
- ۴۴۵شمارهٔ ۴۴۵چه سود ازآنکه کم از کبک خوشخرام نییکه جز به جانب اغیار تیزگام نییخواندن غزل ‹
- ۴۴۶شمارهٔ ۴۴۶خوی خود را کرده ای چون روی و نیکو کرده ایعشقبازان را به خوی نیک بدخو کرده ایخواندن غزل ‹
- ۴۴۷شمارهٔ ۴۴۷انت شمس البقا و غیرک فیکل شی ء سواک لیس بشیخواندن غزل ‹
- ۴۴۸شمارهٔ ۴۴۸بیا بیا که صدای درای و بانگ حدیهمی دهد خبر از قرب هودج لیلیخواندن غزل ‹
