بخش

غزلیات جامی

این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).

مورد منتشرشده
۴۹۳
صفحه
۳۱

ترتیب: صعودی · نزولی

پالایش بر پایهٔ وزن (۲۷ وزن)

اشعار (۴۹۳ مورد · نمایش ۲۲۵ تا ۲۴۰)

  1. ۲۲۵شمارهٔ ۲۲۵سرکویت ز شور بیخودان میخانه را ماندخروش بی قراران نعره مستانه را ماندخواندن غزل ‹
  2. ۲۲۶شمارهٔ ۲۲۶ساقیا عهد گل از ابر بهاران تازه شدباغ و راغ از سبزه و سبزه ز باران تازه شدخواندن غزل ‹
  3. ۲۲۷شمارهٔ ۲۲۷پریرخا چو خیالت فسونگری گیردازان فسون من دیوانه را پری گیردخواندن غزل ‹
  4. ۲۲۸شمارهٔ ۲۲۸اگر نه ساغر لعلت به کام خواهد شدز دیده خوردن خونم مدام خواهد شدخواندن غزل ‹
  5. ۲۲۹شمارهٔ ۲۲۹صبا همدم بوی جانان رسیدبه دلخستگان از دمش جان رسیدخواندن غزل ‹
  6. ۲۳۰شمارهٔ ۲۳۰ز شوقت سوختم هرکس به کویت خانه‌ای سازدچه خوش باشد که از خاکستر من طرحش اندازدخواندن غزل ‹
  7. ۲۳۱شمارهٔ ۲۳۱سوار من که غبار رهش به ماه رسیدنشسته گرد به رخ چاشتگه ز راه رسیدخواندن غزل ‹
  8. ۲۳۲شمارهٔ ۲۳۲زآتش تب مه رخسار تو در تاب مبادوز عرق لاله سیراب تو بی آب مبادخواندن غزل ‹
  9. ۲۳۳شمارهٔ ۲۳۳دلم بی جمال تو نوری نداردجدا از وصالت سروری نداردخواندن غزل ‹
  10. ۲۳۴شمارهٔ ۲۳۴کیم پیکان تو از دل برآیدمگر چون غنچه ام از گل برآیدخواندن غزل ‹
  11. ۲۳۵شمارهٔ ۲۳۵به من دارد دلت جنگی که داردبزن گو در بغل سنگی که داردخواندن غزل ‹
  12. ۲۳۶شمارهٔ ۲۳۶باز گل اسباب معشوقی به بستان ساز کردبلبل بیدل نوای عاشقی آغاز کردخواندن غزل ‹
  13. ۲۳۷شمارهٔ ۲۳۷آن ترک کج کله چو هوای شکار کرددر یک قبا هزار بلا را سوار کردخواندن غزل ‹
  14. ۲۳۸شمارهٔ ۲۳۸گر ز هجران چشم من زینگونه خون پالا شودجای آن دارد که گرد من ز خون دریا شودخواندن غزل ‹
  15. ۲۳۹شمارهٔ ۲۳۹رفتی و دل ز هجر تو با سوز و آه مانددیده در انتظار قدومت به راه ماندخواندن غزل ‹
  16. ۲۴۰شمارهٔ ۲۴۰خبر آمدن یار دلم خرم کردلیک نا آمدنش حال مرا درهم کردخواندن غزل ‹