بخش
غزلیات جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۳
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۰۱شمارهٔ ۴۰۱نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار منچهره به خونین رقم حجت اقرار منخواندن غزل ‹
- ۴۰۲شمارهٔ ۴۰۲چین در جبین فکنده گذشتی به سوی منزنجیر کرده ای در رحمت به روی منخواندن غزل ‹
- ۴۰۳شمارهٔ ۴۰۳بیا ای ساقی گلرخ می گلرنگ گردان کنبه روی گل گل از می مجلس ما را گلستان کنخواندن غزل ‹
- ۴۰۴شمارهٔ ۴۰۴تا کی از جان خود جدا بودنبه ازین بودن است نابودنخواندن غزل ‹
- ۴۰۵شمارهٔ ۴۰۵ای ز لعل لب تو خون دل منهیچ دل خون مباد چون دل منخواندن غزل ‹
- ۴۰۶شمارهٔ ۴۰۶زنی بر دل ز مژگان زخم و داری ابروان پنهانزهی شوخی که تیر اندازی و سازی کمان پنهانخواندن غزل ‹
- ۴۰۷شمارهٔ ۴۰۷مه ترکی زبان من نداند فارسی چندانچو گویم بوسه ده مشکل نهد بر فارسی دندانخواندن غزل ‹
- ۴۰۸شمارهٔ ۴۰۸خواجه درمانده فرج است و گرفتار گلو«فانکحوا» بیش نخوانده ست ز قرآن و «کلوا»خواندن غزل ‹
- ۴۰۹شمارهٔ ۴۰۹قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابروکه جز به قبله روی تو نیست ما را روخواندن غزل ‹
- ۴۱۰شمارهٔ ۴۱۰ساقیا خیز که چون داس زر آمد مه نوعید ازان مزرع پرهیز و ورع کرد دروخواندن غزل ‹
- ۴۱۱شمارهٔ ۴۱۱آن تندخو که آمد خون ریختن فن اوگر خون من نریزد خونم به گردن اوخواندن غزل ‹
- ۴۱۲شمارهٔ ۴۱۲تا نموده ست سر از طرف کله کاکل توروز بر کج کلهان کرده سیه کاکل توخواندن غزل ‹
- ۴۱۳شمارهٔ ۴۱۳خورشید و ماه را چه برابر کنم به توبنشین دمی که دیده منور کنم به توخواندن غزل ‹
- ۴۱۴شمارهٔ ۴۱۴فصل بهار شد بگشا چشم انتباهدر خط سبزه و ورق لاله کن نگاهخواندن غزل ‹
- ۴۱۵شمارهٔ ۴۱۵ای ز سنبل خط تو برگل نقاب انداختهزلف شبرنگت بر اوج مه طناب انداختهخواندن غزل ‹
- ۴۱۶شمارهٔ ۴۱۶شاهد گل باز زنگاری نقاب انداختهبلبل دلداده را در اضطراب انداختهخواندن غزل ‹
