بخش
غزلیات جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۳
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۴۹شمارهٔ ۴۹فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاباعنی مثال عاطفت شاه کامیابخواندن غزل ‹
- ۵۰شمارهٔ ۵۰گرم رسد ز زنخدان تو هزار آسیبزهی محال که دندان کنم چو سین زان سیبخواندن غزل ‹
- ۵۱شمارهٔ ۵۱عن وصفک ضاقت العباراتفی ذاتک طاحت الاشاراتخواندن غزل ‹
- ۵۲شمارهٔ ۵۲ای دو گیسوت شب قدر و براتجان فدا کرده برات اهل نجاتخواندن غزل ‹
- ۵۳شمارهٔ ۵۳ساقیا چند ذکر موت و حیاتباده در ده که کل آت آتخواندن غزل ‹
- ۵۴شمارهٔ ۵۴زهی عشق تو را بر کفرو دین پشترخت آتش زده بر جان زردشتخواندن غزل ‹
- ۵۵شمارهٔ ۵۵یا انیس القلوب فی الخلواتبک تأوی الوحوش فی الفلواتخواندن غزل ‹
- ۵۶شمارهٔ ۵۶ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرستبر ما حرام جز می و معشوق هر چه هستخواندن غزل ‹
- ۵۷شمارهٔ ۵۷گنج جمالی و کاینات خرابتشاهد غیبی و آب و خاک نقابتخواندن غزل ‹
- ۵۸شمارهٔ ۵۸پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخستداشت طفل دل من لوح وفای تو درستخواندن غزل ‹
- ۵۹شمارهٔ ۵۹گدای کوی خرابات پل برهنه چراستاگر نه کفش زده فقر او به فرق غناستخواندن غزل ‹
- ۶۰شمارهٔ ۶۰گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راستکرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاستخواندن غزل ‹
- ۶۱شمارهٔ ۶۱بی جمالت صوت مطرب مایه درد و غم استبی رخ گل نغمه بلبل نفیر ماتم استخواندن غزل ‹
- ۶۲شمارهٔ ۶۲چشم منی بر همه کس روشن استخانه تو خانه چشم من استخواندن غزل ‹
- ۶۳شمارهٔ ۶۳رخت روز طرب را بامداد استسر زلفت شب غم را سواد استخواندن غزل ‹
- ۶۴شمارهٔ ۶۴بیا که دل ز غمت خون و دیده پر خون استببین ز دیده پر خون که حال دل چون استخواندن غزل ‹
