بخش
غزلیات جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۳
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۹۷شمارهٔ ۹۷به بزم زنده دلان ذکر دی و فردا نیستصفای وقت جز از باده مصفا نیستخواندن غزل ‹
- ۹۸شمارهٔ ۹۸در دلم زآتش تو داغ بس استخانه تنگ است یک چراغ بس استخواندن غزل ‹
- ۹۹شمارهٔ ۹۹نه دل بی تو ز جانی دور مانده ستکه از جان جهانی دور مانده ستخواندن غزل ‹
- ۱۰۰شمارهٔ ۱۰۰نکرد لطف تو کاری و وقت کار گذشتنشد وصال تو روزی و روزگار گذشتخواندن غزل ‹
- ۱۰۱شمارهٔ ۱۰۱یار بر دیده راه کرد و گذشتدیده را جلوه گاه کرد و گذشتخواندن غزل ‹
- ۱۰۲شمارهٔ ۱۰۲آنچه در چشمم ز یار و طلعت زیبای اوستجای آن دارد اگر جان و دلم شیدای اوستخواندن غزل ‹
- ۱۰۳شمارهٔ ۱۰۳با داغ تو چو لاله دلم خویش برآمده ستداغ توام ز باغ کسان خوشتر آمده ستخواندن غزل ‹
- ۱۰۴شمارهٔ ۱۰۴به خدا غیر خدا در دو جهان چیزی نیستبی نشان است همه نام و نشان چیزی نیستخواندن غزل ‹
- ۱۰۵شمارهٔ ۱۰۵یار اگر شبرو و عیار بود باکی نیستشوخ و بیباک و دل آزار بود باکی نیستخواندن غزل ‹
- ۱۰۶شمارهٔ ۱۰۶چون کمر بسته مه من به سفر بیرون رفتصد دل آویخته از طرف کمر بیرون رفتخواندن غزل ‹
- ۱۰۷شمارهٔ ۱۰۷آن ترکمان پسر که دل ما نشان اوستزابرو و غمزه تیر بلا بر کمان اوستخواندن غزل ‹
- ۱۰۸شمارهٔ ۱۰۸مردم چشمم ز تو خالی بس استمونس جان از تو خیالی بس استخواندن غزل ‹
- ۱۰۹شمارهٔ ۱۰۹ای سنبل مشکین زده سر از گل رویتندهم به همه ساده رخان یک سر مویتخواندن غزل ‹
- ۱۱۰شمارهٔ ۱۱۰نه چنان گرفت خانه به دل من آرزویتکه دگر به خانه رفتن کنم آرزو ز کویتخواندن غزل ‹
- ۱۱۱شمارهٔ ۱۱۱سبزه نو که ز گلزار رخت سر زده استرقم نسخ گل از غالیه تر زده استخواندن غزل ‹
- ۱۱۲شمارهٔ ۱۱۲چون تو ماهی در همه آفاق نیستبی تو بودن طاقت عشاق نیستخواندن غزل ‹
