بخش
غزلیات جامی
این بخش از «واسطة العقد» جامی است و ۴۹۳ مورد منتشرشده دارد (غزل ۴۹۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۹۳
- صفحه
- ۳۱
ترتیب: صعودی · نزولی
پالایش بر پایهٔ وزن
- ۸۱شمارهٔ ۸۱دولتم نیست که باشم به سخن دمسازتگو سخن با دگران تا شنوم آوازتخواندن غزل ‹
- ۸۲شمارهٔ ۸۲بر لبم آهی نمی آید که دودآمیز نیستوز دلم دودی نمی خیزد که آتشریز نیستخواندن غزل ‹
- ۸۳شمارهٔ ۸۳به کوی عزلتم ویرانه ای هستز نقد وقت درویشانه ای هستخواندن غزل ‹
- ۸۴شمارهٔ ۸۴غنچه همچون دهان تنگ تو نیستگل چو رخسار لاله رنگ تو نیستخواندن غزل ‹
- ۸۵شمارهٔ ۸۵از تو بر دلها کمینها نیک نیستوز کمین تاراج دینها نیک نیستخواندن غزل ‹
- ۸۶شمارهٔ ۸۶ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل استمنزلت را منزلت بالاتر از آب و گل استخواندن غزل ‹
- ۸۷شمارهٔ ۸۷زآهم آتش به خانه افتاده ستوز دل این یک زبانه افتاده ستخواندن غزل ‹
- ۸۸شمارهٔ ۸۸تو را ز دوست بگویم حکایت بی پوستهمه ازوست و گر نیک بنگری همه اوستخواندن غزل ‹
- ۸۹شمارهٔ ۸۹زهی به نسخ گل آورده خط بناگوشتدمیده سبزه تر گرد چشمه نوشتخواندن غزل ‹
- ۹۰شمارهٔ ۹۰مقام عارف عالی مقام بی وطنیستطراز کسوت فقر و فنا وبرهنه تنیستخواندن غزل ‹
- ۹۱شمارهٔ ۹۱بستان ز شکوفه پر از انوار تجلی ستبشکفته گل از شاخ شجر آتش موسی ستخواندن غزل ‹
- ۹۲شمارهٔ ۹۲تا از گل تو سبزه برون آمدن گرفتحسن تو ز انچه بود فزون آمدن گرفتخواندن غزل ‹
- ۹۳شمارهٔ ۹۳پا نه به طرف باغ که گل زیر دست توستبالا نما که سرو سرافراز پست توستخواندن غزل ‹
- ۹۴شمارهٔ ۹۴جانم ز غمت به لب رسیده ستروزم ز خطت به شب رسیده ستخواندن غزل ‹
- ۹۵شمارهٔ ۹۵زمی تلخ سبویی که به دست آمده استجان شیرین من باده پرست آمده استخواندن غزل ‹
- ۹۶شمارهٔ ۹۶چندم از خویش جدا خواهی داشتبرمن این داغ روا خواهی داشتخواندن غزل ‹
